امروز ۰۳ / تیر / ۱۳۹۸
MENUMENU

تاریخ جنون

برعکس ، جنون از دید مردم آن دوران ، نوعی فرا – عقل بود . دیوانه کسی بود که پرده از برابر چشم‌هایش کنار رفته بود و می‌توانست چهره حقیقی جهان را ببیند ، شبیه یک عارف، با این تفاوت که آن چهره‌ای که دیوانه می‌دید ، آن باطنی که شهود می‌کرد ، آن‌قدر وحشت‌انگیز بود که باعث می‌شد حرف‌های به ظاهر نامفهوم بزند ، خوی وحشیانه پیدا کند ، بی‌دلیل نعره بکشد یا سرش را به دیوار بکوبد و به خودش و دیگران آسیب بزند . همۀ این رفتارها آن‌قدرها هم نامعقول نیست وقتی بدانیم فرد تمام مدت خودش را در حضور چه حقیقتی می‌بیند .

مردم آن دوران معتقد بودند عاقل‌ها به اختیار خودشان است که پا به اقلیم فرا-عقل جنون نمی‌گذارند ، به اختیار خودشان است که فقط از گوشۀ چشم به جهان نگاه می‌کنند و از دیدن چهرۀ حقیقی جهان اجتناب می‌کنند . و اگر جلوی خودشان را نگیرند ، اسیر وسوسۀ نگاه کردن می‌شوند ، و آن وقت یک نگاه کافی است که پا به مسیر بدون برگشت جنون بگذارند.

امروز جهان علم به این حرف‌ها می‌خندد ، و به جای کلمه « جنون » از « اختلال » یا کلمات مشابه علمی و بدون بار احساسی استفاده می‌کند . امروز جهان علم انواع و اقسام جنون را طبقه‌بندی کرده و با هر کدام از آن‌ها به تناسب نوع اختلالی که در سیستم عصبی‌شان رخ داده رفتار می‌کند ، گاهی دارو ، گاهی شوک الکتریکی ، گاهی گروه‌درمانی و…

امروز کسی به «چهرۀ وحشت‌انگیز جهان» باور ندارد.

اما وقتی شب می‌رسد و هر کس به گوشۀ تنهای خودش می‌خزد، و در سکوت با خودش فکر می‌کند، می‌تواند شبحی تار از چهره‌ای هولناک را ببیند که از دل تاریکی به او خیره شده، و فوری باید دست به دامان گوشی همراه و شبکه‌های اجتماعی شود تا جلوی خودش را بگیرد، مبادا اسیر وسوسه شود و مستقیم به آن نگاه کند…

برگرفته از : کتاب تاریخ جنون نوشته میشل فوکو

تهیه و تنظیم : ریحانه نظیری راد 

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه ) 

۰ پاسخ به "تاریخ جنون"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد
X