امروز ۰۲ / بهمن / ۱۳۹۷
MENUMENU

خود ارضایی Masturbation

از هر ده نفر پسر نه نفر خودارضایی دارد، آن یکی هم دارد فقط اسمش را نمی داند!

از شوخی که بگذریم نه در این حد اما برآورد علمی آن اگر بنا باشد طبق آمار جهانی باشد(که با وجود آزادی ارتباط جنسی است)  بالای حداقل ۸۰ درصد میان پسران تخمین زده می شود.

در ایران اما هستند کسانی که برچسب متخصص دارند اما باور نادرستی مبنی بر این دارند که چون ایران کشوری مذهبی است شیوع خودارضایی بسیار پایین و گرایش همجنس گرایی هم در آن صفر درصد است.

همینجا نگه داریم و برگردیم سر دوران بلوغ…آن عادت ادامه پیدا می کند به عنوان یک رفتار لذت بخش…اما به صورت اتفاقی این عادت طبق قاعده “تغییر تمرکز”(که زمانی از آن خواهم نوشت) و قاعده”لذت” به عنوان راهی برای رهایی از استرس و ناراحتی و سایر عوامل(از آن می نویسم)بکار برده می شود. آن موقع است که می بینیم نوجوان در مدرسه با معلمش دعوایش شده “استرس” می گیرد و در خانه خودارضایی می کند. آن موقع است که می بینیم نمره اش پایین شده و ناراحت است و “خوارضایی” می کند. و راهی برای رهایی از “عصبانیت” و راهی برای بروز “نفرت”(تصور سکس با کسانی که از آنها بدش می آید(که غالبا به صورت فانتزی تجاوز ساخته می شود ) و رهایی از “اضطراب” امتحان فردایش و راهی برای کندن از هر چیزی که نوجوان را دچار فشار روانی می کند.

و اگر واقع بین باشیم این راهکار برایش کاملا”جواب” می دهد. ذهنش را آرام تر می کند و راحتتر می تواند به “حل مساله” بپردازد یا از بار روانی آن علت حداقل برایش کم می کند. دقت کنید بیان این نکته به معنای تایید خودارضایی نیست(و نظر خود را فعلا در تایید یا رد آن نمی گویم) بلکه به معنای توصیفی است از چرایی زیاد شدن تعداد دفعات خودارضایی در سنین نوجوانی و رسیدن به این واقعیت آزمون نشده! که به نسبت درصد، خودارضایی به خاطر عواملی غیر از نیاز جنسی بسیار بیشتر از راه حلی برای حل موقت نیاز جنسی، دیده می شود.

اینجا یک سوال مهم پیش می آید: آیا یادگیری مهارت های رهایی از استرس، حل تعارضات بین فردی(برای نگه نداشتن تنفرها و بروز آن به صورت صحیح)  می تواند کمکی برای کاهش دفعات خودارضایی کند؟

و اصلا نیازی به کاهش آن هست یا نه ؟

و نوجوان پست قبل می رسد به دبیرستان و خصوصا کلاس نهم و دهم. آنجاست که معلمان پرورشی و دینی تازه شروع می کنند به باز کردن بحث احتلام شبانه و خودارضایی و … زمانی که حداقل یکسال و دو سالی! از اولین تجارب احتلام شبانه و خودارضاییش می گذرد!

معلمان پرورشی و مدارس ما در تناقضی بسیار عجیب دست و پا می زنند

تناقضی که یک سر آن عدم اعتقاد به وجود خودارضایی در دانش آموزان و طرف دیگرش تذکر ها و از معایب گفتن آن است برای دانش آموزان!!! 

بگذریم اما از این تناقض، حرف چیز دیگریست

معلمان پرورشی و دینی شروع می کنند دانه دانه از مضراتش می گویند. چه مضرات دینی و چه مضرات علمی…از گناه کبیره بودنش از اینکه روزی را کم‌می کند و بعد وارد تحلیل های علمیشان می شوند: کور می کند…کمر را توخالی می کند و بعد دیسک کمر می گیرید…پای چشم را سیاه می کند…و ادعایی که حتی از خودارضایی هم کمرشکن! تر است: خودارضایی عقیم می کند!

اما این معلمان هیچ پاسخی در جواب سوال اینکه “تفاوت خروج منی بواسطه خودارضایی و سکس چیست که قرار است اینهمه مشکل برای او ایجاد کند؟” پاسخی ندارند

آنها دقیقا به شیوه امریکای قرن نوزدهمی و اروپای قرون وسطایی طبق قاعده “هدف وسیله را توجیه می کند” برای کم شدن خودارضایی حاضر می شوند هر نادرستی را به اسم علم بر زبان بیاورند.

اما پاسخ روانی و فیزیولوژیک نوجوانی که این مضرات و دردها را می شنود چیست غیر از “اضطراب”؟ و “غیر از فشار روحی”…حالا او هر بار که خودارضایی کند علاوه بر پشیمانی که خودش به خاطر عقاید جامعه اش داشته مجبور است فشار روانی ترس عقیم شدن و کور شدن را هم تحمل کند.

و اتفاق جالب اینجا می افتد…او که راهی برای رهایی از استرس یاد نگرفته و در قسمت قبل گفتیم که برای رهایی از مسائلی کاملا جنسی خودارضایی می کند درست حالا وقتی به هر دلیلی خودارضایی می کند دقیقا بعدش احساس گناه سنگینی می کند و دچار اضطراب می شود و برای رهایی از اضطراب خودارضایی که داشته دوباره خودارضایی می کند…

حالا معلم پرورشی او که نمی خواد دانش آموزش اینکار کند و ان یکبار در روز را از او بگیرد خود باعث دوبار و شاید سه بار و شاید جهار بار در روز شدنش بشود!

و تازه هر بار با امتداد خودارضایی ان احساس گناه بیشتر می شود و اضطراب اینکه من نمی توانم این منبع بلا! را از خود دور کنم هم بیشتر می شود و او در جواب این اضطراب های فزونی یافته چه می تواند بکند غیر از خودارضایی های بیشتر؟

و در همین حال معلم پرورشی و دینی پس از سالها تدریس با لذت و غرور به خیال خودش گامهای ارزشمندی در جهت سلامت روانی_جنسی جامعه برداشته

دکتر اوحدی مراجع مردی داشتند که: به خاطر فشار روانی و احساس گناهی که از طرف همین معلمان پرورشی دریافت کرده بود و طبیعتا طی سالیان سال با هر خودارضایی بیشتر می شد آلت تناسلیش را با ساطور قطع کرده بود!

و شاید باورش سخت باشد که کسانی از برای همین احساس گناه فزونی یافته خودارضایی خودکشی کرده اند

و کاش معلم‌ پرورشی و دینی هم دیالوگ حیدر زبیحی بادیگارد را با دقت بیشتری می نگریستند:

من چگونه در صحرای محشر توان پاسخ به اینهمه خونهای به حق ناریخته شده را خواهم داشت؟

مطلب پست قبل بسیار بحث برانگیزتر از آن بود که فکر می کردم. هم از این جهت و هم به دلیل احترام به نظرات مخالف و موافق همانطور که قول داده بودم نکاتی را در مورد درستی یا غلطی مضرات خودارضایی بیان می کنم. اول این نکته جالب را بگویم که ضرر هایی که برای خودارضایی از قبیل عقیم شدن یا کور شدن و …ذکر می شود مختص به ایران نیست. در کشور های مدرن دنیا هم کماکان چنین باورهایی وجود دارد. باورهایی که آنها هم ان را از گذشته خود به دنبال می کشند.

در آمریکا هم حتی تا کمتر از یک قرن پیش اعتقاد بر این بود که خودارضایی عامل بسیاری از بیماری های جسمی و روحی بود. اما تحقیقات جدید و علمی در این حوزه ادعاهای مربوط به عمده مضرات مطرح شده در مورد آن را رد کرد.

اما اصل مطلب به چند بخش تقسیم می شود.برویم جلو

۱)امروزه عوارضی مثل کوری عقیم شدن و امثال اینها به کل از نظر علمی رد شده است.به دو دلیل:

یکی اینکه به توجه به آمار بالای ۸۰-۹۰ درصدی در پسران و ریشه دار بودن این مسئله بایستی با افزایش بی رویه نابینایان جامعه و افزایش مشکلات باروری مواجه می بودیم که نیستیم

دوم اینکه اگر قرار است خودارضایی ضرری مثل عقیم شدن داشته باشد سکس هم باید همان ضرر را داشته باشد. حالا یکی ممکن است بگوید آدم اینقدر که خودارضایی می تواند بکند نمی تواند سکس کند و من آن موقع می پرسم که مطمئنی؟پس یعنی اگر کسی ۱۰ بار در روز سکس کرد و ارضا شد عقیم می شود؟

۲)عوارضی برای خودارضایی وجود دارد که برای سکس هم هست: مثلا کبود شدن پای چشم یا ضعف بدنی! اینها مشکلات مهم و اساسی نیستند. و هم در خودارضایی و هم در سکس رخ می دهند. دقت کنید که ما ورزش هم که می کنیم ضعف بدنی می گیریم…رانندگی هم همینطور… این به معنای بد بودن چیزی نیست  

۳)دو سه دسته ضرر اما هستند که می تواند بنابه شرایطی مشکل برای ما ایجاد کند:

*یکی بسته به نوع خودارضایی ها دارد: خیلی اوقات افراد از وسایلی برای خودارضایی استفاده می کنند که این وسیله ها ممکن است به آلت تناسلی زیان برساند(که با تغییر این وسایل و روش ها طبیعتا مشکلی ایجاد نمی شود)

*یکی مشکل زودانزالی است که می تواند در اثر خودارضایی شکل بگیرد. اما لازم به توضیح است که زودانزالی در جریان سکس تراپی به راحتی قابل حل است.و اینجا فردی می پرسد: چرا من فشار جنسی را تحمل کنم برای مشکلی که بعدا به راحتی قابل حل است؟

*دسته سوم و دسته مهم: که باید بسیار مواظبش بود این است که در صورت ابتلا فرد به انحرافات جنسی(پارافیلیاها) خودارضایی با فانتزی آن انحرافات یکی از اصلی ترین عوامل تثبیت انحرافات و فانتزی ها بوده و نهایتا ممکن است عواقب ناگوار اجتماعی داشته باشد که اصلی ترین آن انجام این انحرافات در سطح روابط صمیمی و غیر صمیمی است. دقت کنید که این دسته از افراد نسبت به کل افرادی که خودارضایی می کنند به شدت کم هستند و این دلیل صرفا برای مهم بودن و ارجاع چنین افرادی به سکس تراپیست است نه دلیل مواجهی برای نهی خودارضایی و بیان سر کلاس های دینی و پرورشی!

*دسته چهارم و دوباره مهم: اعتیاد به خودارضایی(نه به معنای وابستگی) به معنای آنکه کل زمان فرد را در روز اشغال کند حتما مضر است. دقت کنید که این پدیده مختص به خود ارضایی نیست و ما دقیقا در “سکس” هم پدیده یی به اسم “اعتیاد به سکس” ممکن است داشته باشیم که به مراتب از اعتیاد مفرط به خودارضایی خطرناک تر است.و نکته مهم در این رابطه آنکه باز دسته افرادی که اعتیاد به خودارضایی دارند در چهارچوب همان معنایی که گفتیم نسبت به جمعیتی که خودارضایی می کند بسیار بسیار بسیار کم است.

تذکر بجای دوستان عزیز و مخاطبان محترم در اینکه پست های قبل خصوصا آخرین پست بیشتر حالت مردانه داشت و چیزی از ضرر داشتن یا نداشتن آن در دختران و زنان گفته نشد و مثالها پسرانه طور بود باعث شد تا کمی پیرامون این موضوع نیز صحبت کنیم

قبل از بحث ضررها و سودها بگوییم که بنظر می رسد هرچقدر که رویکرد معلمان پرورشی و دینی در مدارس پسرانه مبنی بر حرف زدن و نهی کردن خودارضایی است در مدارس دخترانه رویکرد معلمان پرورشی و دینی همان رویکرد معلم ریاضی و شیمی است! و سیستم اساسا بر عدم آگاهی است حتی آگاهی های غلط! نه تنها در مورد خودارضایی بلکه حتی در مورد مسائل ساده تری چون پریود و پیچیده تری چون پی ام اس…دخترانی که بیشتر از همه در معرض تهمت جنسی کردن خود(ایجاد نگاه جنسی به خودشان) هستند اما از طرفی هیج اطلاعاتی در مورد هیج بحث جنسیتی(جنسیت به معنای مسائل جنسی و به معنای مسایل مرتبط با جنس(زنانگی و مردانگی) از جانب هیچ معلمی و خانواده یی یاد نگرفته اند جرا که باید به اعتقاد این دو گروه چشم و گوش بسته بماند…و اگر به کسی هم جاذبه جنسی نداشت و یا کسی نسبت به او نداشت باید ازدواج کنند و مهر و جاذبه جنسی بعد از ازدواجشان شکل خواهد گرفت!!!

آمار خودارضایی در دختران بر خلاف آنچه تصور می شود خیلی کمتر از پسران است تنها شامل بیست درصد اختلاف است و خودارضایی در دختران هم آمار بالای ۷۰ درصدی دارد. در ایران تا زمان ازدواج چون معمولا تاکید می کنم معمولا بکارت تا ازدواج حفظ می شود همانطور که می دانید خودارضایی ها بیشتر با تحریک کلیتوریس(چوچوله) صورت می گیرد. 

تنها ضرری که در مورد خودارضایی با کلیتوریس عنوان می شود(معادل زودانزالی در پسران) تثبیت این نوع تحریک تا بزرگسالی و در روابط جنسی فرد است و ارگازم و ارضا جنسی برای فرد از طریق دخول سخت می شود .دو نکته در مورد این مساله وجود دارد:

اول اینکه در کل ۷۰ درصد دختران و زنان توانایی ارگازم از طریق دخول را به صورت ذاتی ندارند و این پدیده خیلی عجیب نیست و خود همین باعث می شود آمارهایی که در مورد ارتباط خودارضایی و عدم ارضا از طریق دخول بیان شود قطعیت کمتری پیدا کند و معلوم نباشد چه کسی به صورت ذاتی با این مشکل(اگر آن را مشکل بداند) روبروست تحت تاثیر یک مساله ذاتی با ان روبروست یا به علت ودارضایی اش.و نکته دوم: درست مانند زودانزالی یکی از درمان های ساده و موفق سکس تراپی اضافه کردن قابلیت ارگازم از طریق واژن و دخول به خانمهاست. و اینجا برای دختری که به دلیل نیاز جنسی، عاطفی، استرس یا هر دلیلی خودارضایی می کند دلیل معقولی وجود ندارد که به خاطر مساله یی که قابل حل است دچار فشار برای رها شدن از آن شود.

مساله دیگر که معمولا خیلی شنیده می شود و توضیح راجع به آن ضروری بنظر می رسد آنکه:

زیاد عکس ها و خبرهایی مبتنی بر خودارضایی هایی که بوسیله آن میوه جات مختلف و یا لوازم برقی مثل لامپ و … که در واژن خانمی گیر کرده و خارج نمی شود دیده می شود. اما باید بدانیم که این موارد زیاد رسانه یی شده  والا در مردان هم موارد زیادی از گیر کردن انواع اقسام اسپری ها و وسایل مختلف در مقعد یا گیر کردن بدنه نگهنداره جوهر خودکار در مجرای ادراری(برای افزایش لذت حین خودارضایی و ارگازم)  وجود دارد که در کتب تخصصی سکس و حتی خبرهای تلگرامی هم وجود دارد اما رسانه یی نشده! و این موارد هم اصلا چون به شدت نادرند دلیل خوبی برای خودارضایی نکردن نیست! اما از طرفی صحبت از آن بدلیل اینکه در موارد نادر احتمالی دیگری چنین رفتارهای پرخطری برای خودارضایی صورت نگیرد لازم است. 

نکته سوم که مشترک بین خودارضایی میان دختران و پسران است آنکه کسانی که در کل تجربیات کمی و کیفی زیادی در خودارضایی دارند بیشتر بدن خود را از نظر جنسی می شناسند و می دانند که دقیقا بدنشان به چه حرکتی و عملی بهترین پاسخ جنسی را نشان می دهد و می تواتد آنها را در رسیدن به ارگازمِ سریعتر کمک کند. این صدالبته به معنای آنکه اگر فردی خودارضایی هم ندارد پس نمی تواند بدن خود را بشناسد نیست…رویکرد علم در یک کلام نسبت به خودارضایی در پسران و دختران و زنان و مردان یک چیز است: خودارضایی باید یک”انتخاب” باشد.

میان همگی علمای شیعه “تاکنون” اتفاق نظر بوده که خودارضایی مطلقا حرام است. و تا حدودی اجماع نظر است که انجام عمل خودارضایی توسط همسر برای فرد(که “تحریک دستی آلت تناسلی همسر” است و نه خودارضایی) خالی از مشکل است و خودارضایی با تصور همسر حرام مطلق نبوده اما بهتر است ترک شود(استفتائات آیت الله خامنه ای).

یکی از اختلافات فعلی میان رویکرد علم و دین در همین موضوع خودارضایی خودش را نشان می دهد‌. علم رویکردی مثبت نسبت به خودارضایی داشته و با آن مشکلی ندارد و نظر فقهی در مورد آن که مغایر علم است و گفته شد. اختلافی که بایستی دیر یا زود حل شود. خیلی صریح اگر بخواهیم بگوییم در صورتی که رویکرد فقه به همین منوال بماند باعث شکاف بین مردم و فقه می شود. اما چرا؟و این شکاف کی خود را نشان می دهد؟

۱)اختلالات جنسی: یکی از تمرینات متداولی که در درمان برخی از اختلالات جنسی با هدف بهبود رابطه جنسی با همسر به کار گرفته می شود خودارضایی است. خودارضایی که با دستورالعمل های خاص داده می شود برای مدتی اجرا می شود و باعث بهبود روابط می شود. خیلی ها ممکن است که بگویند: خب دنبال درمان دیگری باشید و ما می گوییم این تکنیک برخواسته از پژوهش های علمی است و جایگزینی “فعلا” ندارد (بعدها در مورد روانشناسان و متخصصان حوزه سلامت روان که تاکید خاص مذهبی دارند و مخالف این تکنیک ها هستند دارم که به آن خواهیم پرداخت) همان خیلی ها در ادامه حرفشان می گویند: خب پژوهش کنید و تکنیک های جدیدی بسازید که خودارضایی به عنوان تکنیک استفاده نشود و کار از جنبه فقهی مشکلی نداشته باشد. ما می گوییم بسیار خب ما الزاما مشکلی با صحبت شما نداریم اگر این تکنیک ها بیاید هم دغدغه مذهبی شما برطرف می شود و هم تکنیک های جدیدی به علم سکس تراپی اضافه می شود و کلی هم در دنیا سر و صدا می کند و اصلا می ترکاند. اما در ادامه می گوییم آیا قبول دارید که اینکار زمان بر است؟چون اولا یک ذهن خلاق و دانشمند بایستی تکنیک جدیدی بسازد و کسانی که در حوزه های روان شناسی و مشاوره کار می کنند می دانند ساخت تکنیک اصلا چیز ساده یی نیست و هر چند ده سال تکنیک های مهم و کاربردی ساخته می شود. و ثانیا تکنیک در پژوهش ها و جمعیت آماری قابل تعمیم به حدی از اعتبار برسد(که اینکار هم باز زمان بر است) که قابل توصیه درمانی به درمانگران و بعد مراجعان باشد. و حالا می پرسیم: اگر اینهایی که گفتیم را قبول دارید آیا می پذیرید که تا آن زمانِ چند ساله که این اتفاقات برای این تکنیک جدید بیافتد از نظر شرعی تجویز خودارضایی با دستورالعمل خاص درمانی به قصد بهبود روابط زوجین را جایز می دانید؟ و اگر نمی پذیرید آیا مسئولیت اخلاقی و شرعی عدم درمان مشکل جنسی زوجین، خیانت احتمالی، طلاق احتمالی و پیامد های آن را خواهید پذیرفت؟

در ادامه نقش خودارضایی در درمان برخی اختلالات جنسی که در قسمت پنجم به آن اشاره شد دو نکته مهم را بگویم. اول اینکه خودارضایی که جنبه درمانی دارد پس از تاثیرگذاری و بهبود رابطه جنسی زوجین حذف می گردد و اصالتا سکس تراپی با خودارضایی که علیرغم داشتن همسر به رابطه جنسی ترجیح داده شود مشکل دارد و آن را درمان خواهد کرد. 

دوم اینکه نه تنها در درمان اختلالات جنسی بلکه برای انحرافات جنسی(فتیشیسم‌مفرط، مازوخیزم و سادیزم و …) و اعتیاد جنسی(اعتیاد به سکس و اعتیاد به پورن) نیز باز از روش های خاص خودارضایی استفاده می شود (ترکیب این روش با دارودرمانی نیز شایع است)و متاسفانه یا خوشبختانه جایگزینی برای آن در بیشتر اوقات وجود ندارد. 

و اما می رویم سراغ دومین بخش اختلاف رویکرد فقه و دین در موضوع خودارضایی:

۲) واضح می گویم اگر متولیان امر دینی در کشورمان نتوانند راه حل های سریعا قابل حصول، کاربردی و عملی برای ارضا میل جنسی از سن بلوغ تا ازدواج مطرح کنند در صورتی که در جلسات درمانی سکس تراپی بحث اعتیاد به خودارضایی مطرح نباشد(که به معنای “وابستگی” به آن نیست، و به زمانی اطلاق می شود که چندین بار در روز آنهم به صورتی که در عملکرد تحصیلی و شغلی و اجتماعی فرد تاثیر بگذارد(که تعداد اعتیاد به خودارضایی نسبت به کسانی که وابستگی به خودارضایی دارند بسیار بسیار کم است) ) در صورتی که این بحث مطرح نباشد همکاران ما راهی غیر از کار کردن روی باورهای فرد که خودارضایی مشکلی ندارد ندارند.

به عنوان راه حل می گویند “بسیار خب سن ازدواج باید پایین بیاید” می گوییم “آیا می دانید یکی از پیش بینی کننده های قدرتمند طلاق، ازدواج زیر سن ۲۰ سال است” می گویند ” نمی دانستیم” می پرسیم “حتی اگر این مسئله نباشد قبول دارید که اینکار پروسه زمان بری است و اگر فقط قصد کنیم سن ازدواج را مثلا از ۲۷-۲۸ سال روی نه خیلی پایین روی مثلا سن ۲۳-۲۴ بیاوریم حداقل در خوشبینانه ترین حالت یک برنامه ده ساله می خواهد؟” می گویند “خیر ۶ سال هم کافی است” می گوییم “بسیار خب قبول می کنید آیا این فرد در این مدت ۶ سال تا این اتفاق بیافتد می تواند خودارضایی کند؟” 

دوستان من دقت کنید سن ازدواج هرچقدر هم پایین بیاید بعید می دانم کسی بخواهد سن ازدواج را تا ۱۴-۱۵ سال برای مرد حداقل پایین بیاورد. چون تا جایی که یادم است پدربزرگ خودمان ۱۷ سالگی ازدواج کرده بود! و اگر قرار باشد علاوه بر جنگ با “شرایط اجتماعی” با “تاریخ” هم مبارزه کنیم زمان مبارزه بیشتر از شش سال خواهد بود! می گویند “ازدواج موقت!” می گوییم “قبول دارید فرهنگسازی آن و جامعه پذیری مردمان با آن حداقل ده سال خواهد بود ؟” می گویند: “شش سال” ، می گوییم “پس در این شش سال…؟” از پاسخ می مانند؟ “نمی دانیم”.

آخرین پاسخ آنها احتمالا “سرکه” و “روزه” خواهد بود. ما جواب نمی دهیم، جواد عزتی پاسخ می دهد:

“من چقدر سرکه بخورم؟! یکسال؟دو سال؟ چند سال؟!”

و روزه چقدر؟

برگردیم به چند دهه قبل تا بتوانیم صحبتهایی که قصد مطرح کردنش را دارم بهتر متوجه شویم:

دهه پنجاه و شصت بود که یکی از از مبتلایان به ملال جنسیتی(ترنسکشوال) به نام‌ فریدون ملک آرا شروع به نامه نگاری با امام خمینی کرد تا بتواند فتوای جواز تغییر جنسیت البته با نظر پزشک متخصص را بگیرد. پی گیری های او و به نقلی مشورت امام خمینی با پزشکان آن دوره پس از طرح مساله این فرد منجر به فتوای تغییر جنسیت شد. این اتفاق بسیار ارزشمند بود چرا که ایران را در مسئله عمل های تغییر جنسیت پیشتاز نسبت به سایر کشورها از جمله اروپایی و امریکا کرد. در واقع ایران جزو ۵ کشور اولی بود که اجازه می داد ترنس ها تغییر جنسیت دهند. تا قبل از این اتفاق اما حکم شرعی تغییر جنسیت “عدم‌جواز” بود. استدلال فقها قبل از فتوای امام خمینی این بود که تغییر جنسیت مغایرت صریح با آیان و روایاتی دارد که “تغییر در ذات انسان” را امری خلاف دین می داند. آنچه که اما مهم است ایجاد یک پیوند میان یک مسئله، علم امروزی و فقه در آن مسئله بود. صحبت اصلی ما و انتقاد ما عدم وجود این ساختار برای انتقال مباحث علمی و بطور خاص دغدغه هایی است که در حوزه سکس وجود دارد. فقط هم بحث خودارضایی مطرح نبوده و مسائل بیش از این صحبت هاست. ما نمی خواهیم در کار فقها دخالت کنیم اما می پرسیم که اگر عدم جواز خودارضایی در همه موارد و مثالهایی که در قسمت های قبل آورده شد(اعم از بحث درمانی، و بحث عام آن به عنوان چیزی که فاصله بلوغ تا ازدواج را پر کرده)(این باور غلط را هم باید اصلاح کنیم که عده یی گمان می کنند خودارضایی مانع ازدواج می شود(به آن خواهیم پرداخت) آیا در زمانی که این فتوای عدم جواز داده شده مگر نه اینکه تاثیر روحی و روانی و جسمی و اجتماعی آم هم مد نظر قرار داشته؟تاثیراتی که هم در باور عموم و هم در باور پزشکان قدیمی بوده و بی تاثیر روی نظر مراجع نمی توانسته بوده باشد. حالا اما اگر نظر علم و پزشکان و جامعه شناسان جدید مقابل خودارضایی تغییر کرده می گویند عوارض جسمی و روحی که قبلا می گفتیم حالا  وجود ندارد، آیا نمی توان‌گفت که این مساله بایستی دوباره با اطلاعات جدید در دستگاه دینی بررسی شود؟ آیا برای فقیه دینی چنین مسئولیتی تعریف نشده است؟ 

یک نکته دیگر هم هست می گویند ممکن است اگر می گوییم‌نظر علم‌در مورد خودارضایی مثبت است و می تواند روی فقه تاثیر بگذارد خب ممکن است نظر علم دوباره تغییر کند و آن را دارای ضرر بداند.اینجا یک سوال مهم طرح می شود: ممکن است نظر علم در مورد بحث تغییر جنسیت نیز عوض شود. و باز هم ممکن است نظر دین در این رابطه تغییر کند. این هیچ اشکالی هم ندارد این یعنی پویایی!  این پویایی علم است و آن پویایی دین است.

نویسنده : محمد کاظم نجفی 

تهیه و تنظیم : سعیده مصافی 

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه )

۰ پاسخ به "خود ارضايي Masturbation"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد
X