امروز ۰۲ / بهمن / ۱۳۹۷
MENUMENU

روانشناسی فردنگر آلفرد آدلر

در سال ۱۹۳۷ آبراهام مزلو با یک همکار مسن تر مشغول صرف شام بود .  وقتی مزلو به طور تصادفی از این مرد مسن درباره پیرو فروید بودن جویا شد او شدیدا ٌ عصبانی شد و گفت :

این یک دروغ و کلاهبرداری بود که به خاطرش فروید را حسابی سرزنش کرد و بعد اورا به اسامی مختلف نظیر کلاهبردار ، موذی ، ودسیسه کار نامید … اوگفت که هرگز شاگرد ، هواخواه ، یا پیرو فروید نبوده است . او روشن  کرد که از همان ابتدا بافروید موافق نبوده وعقاید خودش را داشت . این مرد مسن آلفرد آدلر بود .

نوشته های آدلر درمورد عمق و پیچیدگی های شخصیت انسان اطلاعات زیادی را آشکار میکند اما او نظریه ی شخصیت ساده ای را به وجود آورد که از اصل ایجاز پیروی می کند .

از نظر آدلر افراد با بدن ضعیف وحقیر به دنیا می آیند که به احساس حقارت منجر می شود و نتیجه آن وابستگی به دیگران است . بنابراین احساس وحدت با دیگران (علاقه اجتماعی ) به طور فطری در انسان وجود دارد و معیارهای اساسی برای سلامت روان است .

اصول مهم نظریه آدلر عبارتند :

۱ – تلاش برای موفقیت یا برتری ۲- هدف و غایت نهایی ۳ – شخصیت یکپارچه ومنسجم    ۴- علاقه اجتماعی ۵ – سبک زندگی ۶ – نیروی خلاق.

عقده حقارت :

روان شناسی فردنگر اعلام کرد هرکسی زندگی را با ضعف های جسمانی شروع می کند که احساس حقارت را فعال می کند وازخردسالی خودش را ضعیف و حقیر احساس می کند، همه چیز را از خود بزرگتر و قوی ترمی داندو هرچه سن او بالا می رود علاقمند می شود  به اینکه بر ضعف های خود غلبه کند و مانند دیگران شود و کارهائی کند که آنها انجام می دهند . او به پیشرفت های خود قانع نیست و پیوسته احساس حقارت می کند و به دنبال هدفهای تازه تر می رود. هرگاه این احساس شدتی بیش از حد پیدا کند، مانند مواردی که کودک بیش از اندازه نازپرورده یا برعکس، به خود رها شده باشد، نتایج نامطلوبی به بار خواهد آمد.

مثلاً احساس حقارت تبدیل به « عقده ی حقارت » یا « عقده ی برتری » خواهد گردید. عقده حقارت به ۳ شیوه در کودکی شکل میگیرد .

۱- حقارت جسمانی  ۲ – لوس کردن ۳ – نادیده گرفتن

عقده برتری

آدلر معتقد است که افراد در مقابل احساس حقارت تمایل به جبران بیش از اندازه پیدا می کنند که در این حالت دچار عقده برتری می شوند .ممکن است فرد به جبران افراطی عقده بپردازد که در این حالت  دچار تکبر وخودستایی می شود وبه تحقیر کردن دیگران علاقمند می شود  .

۱ – اصل تلاش برای موفقیت یا برتری   

برتری جوئی از احساس حقارت ریشه می گیرد و مقصود آدلر از برتری جوئی سلطه بر دیگران یا ریاست طلبی و کسب امتیازات اجتماعی و نظایر آن نیست ، بلکه وحدت بخشیدن به شخصیت است، تلاشی است برای آنکه شخص از آنچه هست بهتر و کاملتر شود، استعدادهای ذاتی و بالقوه ی خود را بالفعل سازد.  برتری جوئی در نظر آدلر یعنی گام برداری در راه کمال نفس.  اومعتقد است که همین انگیزه است که آدمی را از مرحله ای به مرحله ی دیگر پیش می برد و جنبه ی اجتماعی او را تقویت می کند .

۲ – هدف نهایی و غایی

به عقیده آدلر افراد برای هدف نهایی که برتری شخصی و یا موفقیت برای کل بشریت است تلاش می کنند . و در هر دوصورت این هدف نهایی خیالی است و وجود عینی ندارد .  با این حال این هدف نهایی ارزش زیادی دارد ، زیرا شخصیت را یکپارچه می سازد و کل رفتار را قابل درک می کند .

۳ – شخصیت یکپارچه ومنسجم

روان شناسی فردنگر بروحدت شخصیت و این عقیده که رفتارگسیخته وجود ندارد تأکید دارد . اعمال ، احساسات و رفتار فرد ، همگی به سمت هدف خاصی هدایت شده اند و مقصود خاصی دارند .

گاهی رفتارگسیخته بنظر می رسد اما وقتی از زاویه هدف نهایی به آن نگاه می شود به نظر می رسد تلاش هایی زیرکانه اما احتمالاٌ ناهشیار برای گیج کردن ومطیع ساختن دیگران است .

آدلر معتقد است فرد کامل به چند طریق وحدت وانسجام نشان می دهد .

۱-   زبان بدن

 اندام های بدن از طریق زبان بدن به زبانی صحبت می کنند که معمولاٌبیانگرتر است وعقیده ی شخص را واضح تر از کلمات افشا می کند .

۲-   هشیار و ناهشیار

نمونه دیگر شخصیت یکپارچه هماهنگی بین اعمال هوشیار و ناهوشیار است.

افکار هوشیار آنهایی هستند که فرد درک می کند وبرای رسیدن به موفقیت مفید می داند درحالی که افکار ناهوشیار آنهایی هستند که مفید نیستند .

۴ – علاقه اجتماعی

علاقه اجتماعی در هرکسی به صورت بالقوه وجود دارد اما قبل از اینکه بتواند به سبک زندگی مفید کمک کند باید پرورش یابد .

علاقه اجتماعی از رابطه ی والد فرزند در ماههای اولیه ی زندگی سرچشمه می گیرد . که وظیفه ی مادر برقراری رابطه ایی است که به علاقه اجتماعی پخته کودک کمک کند و حس همکاری را در او پرورش دهد . پدر در محیط اجتماعی کودک دردرجه دوم اهمیت قرار دارد پدر ایده آل کسی که به همسرش در پرستاری از کودک کمک می کند . وبا فرزندش رفتار انسانی دارد. پدر موفق از دو خطای جدایی عاطفی و خودکامگی اجتناب می کند .

جدایی عاطفی پدر می تواند در کودک علاقه اجتماعی منحرف ، احساس فراموش شدگی ، و دلبستگی انگل وار به مادر را پرورش دهد .

 خطای دوم خودکامگی پدر سبک زندگی ناسالم را در کودک منجر می شود . علاقه اجتماعی معیار تعیین سلامت روان در نظریه آدلر است . افرادی که علاقه اجتماعی بیشتری داشته باشند از لحاظ روانی پخته تر هستند و صادقانه به دیگران علاقه دارند و هدفی را دنبال میکنند که برای بهزیستی همه انسان ها مفید است .

۵ – سبک زندگی

سبک زندگی شامل هدف ،خودپنداره ،احساس به دیگران ونگرش فرد نسبت به دنیا است . که از تعامل وراثت ،محیط، و نیروی خلاق فرد شکل می گیرد . سبک زندگی فرد در ۴ یا ۵ سالگی کاملاٌ تثبیت می شود و از این زمان به بعد تمام فعالیت های فرد پیرامون سبک زندگی یکپارچه ی او استوار می شود .  از دید آدلر افرادی که سبک زندگی سالم دارند می کوشند سه مسئله ی مهم زندگی خود – عشق محبت آمیز – عشق جنسی – اشتغال- را از طریق همکاری داشتن و جسارت و تمایل به مشارکت داشتن در رفاه دیگران حل کنند. واز دید آدلر افراد دارای سبک زندگی سالم عالی ترین شکل انسانیت را در فرایند تکامل نشان می دهند. آدلر یکی از عوامل را که فرد سبک زندگی خود را براساس آن می سازد را ترتیب تولد می داند .

۶ – نیروی خلاق

آدلر معتقد است هر انسانی آزاد است تا بتواند سبک زندگی خود را بوجود آورد و نیروی خلاق افراد به آنها کمک می کند تا زندگیشان را تحت کنترل خود در بیاورند. مسبب هدف نهایی آنهاست ، روش تلاش کردن آنهارا برای آن هدف تعیین می کند و به رشد علاقه ی اجتماعی کمک می کند . سبک زندگی ، برای ما تعیین نشده است؛ ما آزادیم تا خودمان آن را انتخاب کنیم و به وجود آوریم. اما بعد از اینکه سبک زندگی ایجاد شد، در طول زندگی ثابت می ماند.

کاربردهای روان شناسی فردنگر 

شامل  ۴قسمت می شود ۱- ترتیب تولد ۲- خاطرات قدیمی ۳- رویاها  ۴- روان درمانی

او بر چهار موقعیت متفاوت تاکید داشت: فرزند اول ، فرزند دوم و فرزند آخر وتک فرزند .

ترتیب تولد

فرزند اول

از نظر آدلر برخی صفات احتمالی فرزند اول شامل این است که :

به دیگران محبت واز آنها حمایت می کند و سازمان دهنده ی خوبی است . و بسیار مضطرب است واحساس اغراق آمیز قدرت دارد ، خصومت ناهشیار دارد ، برای پذیرفته شدن مبارزه می کند ، باید همیشه حق با او باشد درحالی که دیگران همیشه اشتباه می کنند، به شدت از دیگران انتقاد می کند وحس همکاری ندارد .

فرزند دوم

صفات احتمالی فرزند دوم از دید آدلر: بسیار با انگیزه است وحس همکاری دارد ونسبتاٌ رقابت جوست ولی به راحتی مأیوس می شود .

فرزند آخر

به طرز معقول جاه طلب است و سبک زندگی نازپرورده دارد ، به دیگران وابسته است و می خواهد در هر چیزی سرآمد باشد .

تک فرزند

تک فرزندان هرگزجایگاه برتروقدرتی راکه در خانواده دارند از دست نمی دهند و کانون توجه می مانند از لحاظ اجتماعی پخته است و احساس برتری اغراق آمیزی دارد ، حس همکاری کم دارد ، خودپنداره ی کاذب دارد و سبک زندگی نازپرورده دارد .

خاطرات قدیمی

آلفرد آدلر تاکید داشت که خاطرات قدیمی همیشه با سبک زندگی کنونی بیماران هماهنگ هستند وگزارش ذهنی آنها از این تجربیات اشاراتی را برای شناختن هدف نهایی وسبک زندگی کنونی آنها دراختیار می گذارد . و اینکه آیا تجربیات یادآوری شده با واقعیت عینی مطابقت دارند یا کاملاٌ خیال پردازی هستند اهمیتی ندارد .

افراد رویدادها را طوری بازسازی می کنند تا آنها را با موضوعی که در زندگی شان جریان دارد هماهنگ سازند . آدلر ویژگی های مشترکی را بین خاطرات یافت. خاطراتی که خطر یا تنبیه را در بر دارند، بیانگر گرایش به خصومت هستند. آنهایی که به تولد خواهر یا برادر مربوط می شوند، احساس مداوم عزل را نشان می دهند. خاطراتی که بر یک والد تمرکز دارند، ترجیح دادن آن والد را نشان می دهند. خاطرات رفتار نا مناسب، علیه هرگونه تلاش برای تکرار کردن آن رفتار هشدار می دهند.

تهیه و تنظیم : سارا شادور

(گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان ، مشاوران و حرف یاورانه)

۰ پاسخ به "روانشناسی فردنگر آلفرد آدلر"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد
X