امروز ۰۵ / فروردین / ۱۳۹۸
MENUMENU

تکنیک شش کلاه فکری

در بسیاری از سازمان ها و خانواده ها ، این تکنیک و قواعد بازی آن بصورت زبان مشترک  در آمده که بسیار اثر بخش است . بطور کلی این تکنیک شش جنبه یا سبک فکری را تعریف کرده و برای هر کدام کلاه رنگی خاصی را به عنوان سمبل تعیین می نماید تا بوسیله آن بتوان بطور روشن و سریع از سبک فکر ( گرایش ، حالت ، احساس ، فکر ، موضوع ، نگرش ) خود آگاه شد ، آن را تغییر داد یا آن را به دیگران اعلام کرد . همچنین می توان بدینوسیله از سبک فکری دیگران آگاه شد و از آنها خواست که آن را عوض کنند . البته با کمی دقت در اصطلاح ( کلاه خودت را قاضی کن ) متوجه می شویم که به نوعی چنین روشی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی وجود داشته است .

اما قبل از توضیح بیشتر راجع به اهداف ، آثار و روش اجرائی این تکنیک لازم است تعریف مختصری در خصوص هر رنگ و سبک فکری مربوط به آن ارایه گردد تا مفهوم مباحث بعدی گویاتر شود . در این تکنیک به منظور تسهیل و تسریع یادآوری ، رنگ کلاه ، متناسب با سبک فکری مربوط انتخاب شده است .

کلاه سفید : چون رنگ سفید خنثی و منفعل است ، کلاه سفید با موضوعات و شکلهای انفعالی سرو کار دارد . لذا بدون هیچگونه قضاوتی ، فقط  واقعیت ها مورد جستجو قرار می گیرد .

کلاه سرخ : چون رنگ سرخ نشانه  خشم ، شور ، و هیجان است کلاه سرخ بیانگر بینشی هیجانی است و لذا فقط به جنبه های احساسی و غیر استدلالی توجه می شود .

کلاه سیاه : چون رنگ سیاه نشانه افسردگی و منفی است کلاه سیاه بیانگر جنبه های منفی و بدبینانه است .

کلاه زرد : چون رنگ زرد آفتابی و مثبت است کلاه زرد ، بیانگر جنبه های مثبت و خوشبینانه است .

کلاه سبز : چون رنگ سبز نشانه  گیاهان ، رویش درختان بارور، طراوت و تازگی است ، کلاه سبز ، بیانگر خلاقیت و فکرهای تازه است .

کلاه آبی : چون رنگ آبی نشانه  سردی و رنگ آسمان بالای سرماست ، کلاه آبی بیانگر تنظیم و ساماندهی فرآیند برنامه ریزی برای تفکر و استفاده از کلاهای دیگر است به عبارت دیگر کلاه آبی ، کلاه نظارت است .

برای یادآوری بهتر و سریعتر می توان شش کلاه فوق را به صورت سه جفت مخالف هم در نظر گرفت : سفید ـسرخ ، سیاه ـ زرد، سبز ـآبی .

اصولا تکنیک شش کلاه فکری بر پایه این تئوری ایجاد شده که ( اگر نقش متفکر را بازی کنید متفکر می شود ) لذا بدین ترتیب طراحی شده است که فرد در اثر تعویض کلاهای فکری ، نقشی را بازی می کند ، فکرش از “من” خود یا قالبهای ذهنی خود جدا شده و به سمت نقش هدایت می شود .

شاید بتوان گفت به مرور زمان افرادی که از این تکنیک استفاده می کنند نسبت به آن شرطی شده و ناخود آگاه قادر می شوند به سرعت سبک فکری ، نقش ، زاویه دید و نگرش شان را تغییر دهند . شش کلاه فکری به ما این امکان رامی دهد که به فکر خود مسلط شویم و تنها چیزهایی را که می خواهیم ، فراخوانیم . از طرف دیگر بدین وسیله می توان افراد را در جلسات و نشست ها و … از مسیر عادی شان بیرون کشید تا درباره موضوع مورد نظر به نوع دیگری بیندیشند .

این تکنیک به ما چیزهایی می آموزد که اگر می خواستیم خودمان به آن بیندیشیم بایستی “من” خود را به خطر می انداختیم . چون در تمرین با کلاه ها افراد احساس می کنند در یک بازی با قواعد تعریف شده ای شرکت کرده اند بنابر این بدون موضع گیری و تعصب به راحتی وقتی به آنها گفته می شود کلاه مشکی را از سرت برداد و کلاه زرد بجایش بگذار ، قبول کرده و بدون هیچگونه فشاری به شخصیت خود ، روش فکری و حالت خود را عوض می کنند ، در حالی که در شرایط معمولی چنین درخواستی ممکن بود در حکم بی احترامی ، اعتراض ، تحکم و …تلقی شود و باعث موضع گیری ، مخالفت ، انفعال یا واکنش منفی و صدمه روحی گردد.

باید توجه داشت در این تکنیک ، تغییر سبک فکری ( کلاه ) به مجرد اشاره یا درخواست ، امکان پذیر نیست . اما موضوع مهم این است که اگر کلاه خاصی مسلط شود یا تقاضا شود ، افراد تلاش آگاهانه ای برای اندیشیدن به آن سبک به عمل می آورند لذا در این تکنیک لازم است گهگاهی کلاه های افراد را مورد شناسایی و از آنها تفکر به سبک خاصی را درخواست نمائیم .چون تنها دانستن نوع کلاه فرد از طریق دقت در صحبتهایش کافی نیست بلکه آنچه اهمیت دارد ؛( تلاشی منظم و آگاهانه برای پیگیری و استمرار یک سبک فکری است).

این تکنیک بر اساس دو هدف اصلی و کلی زیر طراحی شده است :

۱- ساده کردن تفکر : از طریق محصور کردن اندیشه ، برای اینکه انسان بتواند در هر زمان فقط به یک چیز فکر کند یا در یک حالت قرار گیرد . اندیشنده بجای توجه همزمان به عواطف ، منطق ، اطلاعات ، امید و خلاقیت ، می تواند جداگانه به هر یک از انها بپردازد و بدین ترتیب تفکری ساده تر ، دقیق تر ، شفاف تر ، سریع تر و اثر بخش تر خواهد داشت .

۲- فراهم کردن زمینه برای به جریان انداختن تفکر ( تغییر الگوهای ذهنی) : اگر کسی در یک جلسه مرتب منفی بافی کند ، می توان از او خواست کلاه سیاه خود کنار بگذارد ، بجایش از کلاه سبز یا زرد یا رنگ دیگری استفاده کند . بدین ترتیب بدون اینکه غرور و شخصیت او را جریحه دارد کرده باشیم. اینها زمینه هایی برای تغییر مسیر و روش فکری هستند تا فرد بتواند بدینوسیله عواطف را از منطق ، و خلاقیت را از اطلاعات و مانند آن جدا کند .

 

تهیه و تنظیم : انیس خوش لهجه صدق

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه )

۰ پاسخ به "تکنیک شش کلاه فکری"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد