امروز ۰۵ / فروردین / ۱۳۹۸
MENUMENU

شادکامی

ارسطو شادکامی را در خوب بودن ، نیکی کردن و زندگی  در سایه آن می دانست  و سلیگمن به پیروی از این جمله ، شادکامی حقیقی را رسیدن به فراخنای شناسایی و رشد توانایی (کنجکاوی ، نیروی حیاتی و قدردانی) در بازی ، کار و عشق بیان کرده است.

سلیگمن سه مسیر را برای رسیدن به شادکامی معرفی کرده است . اولین مسیر دلپذیر ، شامل تجربه هیجانات مثبت نسبت به گذشته (مانند: بخشش و قناعت) است . مسیر دوم از دیدگاه سلیگمن گرمی ، نشاط و لذت در زمان حال است . و سومین مسیر را خوش بینی و امید درباره آینده می داند.

شادکامی و مثبت اندیشی

شکی نیست که همگی ما به طور فطری ، در جستجوی حالات مطلوب و خوشایند هستیم. صفاتی چون شادی و غم، شجاعت و ترس ، اعتماد به نفس و خودکم بینی و… ریشه در احساسات انسان ها دارند. احساسات نیز در جای خو د ، شخصیت افراد را شکل می دهند ؛ چرا که این احساسات، محرّکی برای تعامل ما با محیط پیرامونمان هستند که اگر از تعادل مناسبی برخوردار باشند ، سبب تصمیم گیری های درست و منطقی در مشکلات زندگی می شوند و موفّقیت را در انجام شدن کارها به دنبال خواهند داشت.

شادکامی ، تأثیر مهمی در موفّقیت افراد دارد. افراد شادکام ، نگرش خوشبینانه ای نسبت به وقایع و رویداد های اطراف خود دارند و به جای جبهه گیری منفی نسبت به اتّفاقات پیرامون خود ، سعی در استفاده بهینه از این رویدادها دارند . همچنین انسان های شاد و دارای شخصیت سالم ، انسان هایی مسئولیت پذیر و شهروندانی خوب خواهند بود.

در تحقیقی که در دانشگاه تگزاس انجام گرفت ، نشان داده شد که خُلق و خوی خوب ( احساسات و شخصیت متعادل ) ، به طرز قابل ملاحظه ای ، سطح امید را در فرد ، بالا می بَرد که در نتیجه ، فرد، بهتر می تواند از پس موانع اضطراب آفرین زندگی براید . بنا بر این ، مشاهده می شود که شادکامی، با شخصیت و روحیه افراد ، ارتباط مستقیم دارد. فردی که روحیه شاد دارد ، در انجام دادن فعّالیت های روزانه ، مثبت اندیشی را سرلوحه فعالیت های خود قرار می دهد و بهتر از دیگران برای مشکلات کوچک و بزرگ ، چاره اندیشی می کند. به تعبیری دیگر ، شادکامی ، زمانی به وجود می اید که انسان ، از خود و محیط اطراف خود ، احساس رضایت بیشتر داشته باشد.

به اعتقاد بریبنر ، میزان شادی و رضایت هر فرد از زندگی، رابطه ای مستقیم با نگرش افراد به زندگی دارد و این بدان معناست که هر چه قدر افراد ، از رویداد های پیرامون خود راضی تر باشند، به همان میزان نیز شادترند و اگر این احساس رضایت، کمتر باشد، به همان میزان ، احساس رضایتمندی و شادکامی کمتری دارند.

شخصیت برون گرا و شادکامی

بر اساس تحقیقات روان شناسان ، مغز انسان های برون گرا و اجتماعی و خوش مشرب، یعنی کسانی که شخصیتی متعادل و نسبتاً سالمی دارند ، به عوامل مثبتی مانند یک چهره شاد و خوشحال ، واکنش بیشتری نشان می دهد . این ، دلیل روشنی برای وجود ارتباط مستقیم ، میان شادکامی و شخصیت و موفّقیت است . برخی روان شناسان ، معتقدند که شادکامی ، همان برون گرایی یا ثبات در نظریه ایزنک است و برون گرایی ، قوی ترین زمینه ساز شادکامی ( بویژه در بخش اجتماعی ) است.

چان و جوزف ،در تحقیقی تحت عنوان ابعاد شخصیت ، ابعاد امید و آرزو و سطح بهزیستی افراد ، بدین نتیجه رسیدند که برون گرایی و احساس جامعه پذیری ، با شادکامی ، همبستگی مثبت دارد. آنها برخی از ویژگی های شخصیتی افراد برون گرا را این گونه برشمردند: به وقایع پیرامون خود علاقه مندند ؛ روراست و معمولاً پُرحرف اند ؛ عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه می کنند ؛ اهل عمل و پیش قدمی در کارها هستند ؛ به سهولت ، دوستان جدیدی می یابند و خود را با یک گروه وفق می دهند ؛ افکار خود را بیان می کنند ؛ به ایجاد ارتباط با افراد جدید ، علاقه نشان می دهند ؛ خوش مشرب اند ؛ زیاد احساساتی نیستند ؛ ریسک پذیرند ؛ سریع تصمیم می گیـرند ؛ اجتماعی هستند ؛ درک آنها و شناخت شخصیتشان آسان است ؛ شخصیت آنها در خلوت و حضور دیگران یکسان است ؛ معاشرتی هستند ؛ پس از آن که حرف خود را می زنند ، به گفته خود می اندیشند ؛ کارهای گروهی را می پسندند ؛ رنگ های روشن را بیشتر دوست دارند؛ بیشتر ، از اَعمال دیگران خشمگین می گردند تا کارهای خودشان ؛ اطّلاعات شخصی خود را به سادگی با دیگران قسمت می کـنند ؛ رویکرد سریع الوصول را بیشتر ترجیح می دهـنـد ؛ تنها از روی تجارب زندگی خود درس می گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.

در تحقیق دیگری که توسط آرگایل و همکارانش در مورد تعریف شادکامی صورت گرفت، مشخّص شد که هنگامی که از مردم پرسیده می شود : شادکامی چیست؟ آنها دو نوع پاسخ را مطرح می کنند: اوّل این که ممکن است حالات هیجانی مثبت (مانند لذّت) را عنوان کنند و دوم ، آن را راضی بودن از زندگی به طور کلّی و یا در بیشتر جنبه های آن بدانند . بنا بر این، به نظر می رسد که شادکامی ، دو جزء اساسی (عاطفی و شناختی ) دارد که بُعد عاطفی آن ، موجب می گردد انسانی که دارای احساس شادکامی است ، از نظر دیگران ، به عنوان فردی بشّاش و سرزنده شناخته شود و در مناسبات اجتماعی نیز بتواند راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنین از بُعد شناختی نیز چنین فردی ، نگرش مثبتی نسبت به دنیای پیرامون خود دارد و اتفاقات و رویداد های اطراف خود را با دیدی خوش بینانه می نگرد.

به اعتقاد آرگایل ، شادکامی ، دارای اجزایی چون : وجود هیجانات مثبت و نبود هیجانات منفی ( از جمله افسردگی و اضطراب) ، داشتن روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن در زندگی ، داشتن رشد شخصیتی ، دوست داشتن دیگران و دوست داشتن زندگی است.

شادکامی و موفقیت

مطالعات ، نشان داده اند که انسان های شاد و سالم در جامعه متمدّن ، انسان هایی مسئولیت پذیر و شهروندانی خوب خواهند بود. هر چه هوش هیجانی ( مهارتی ـ اکتسابی ) در ما بالاتر باشد ، هیجانات و احساسات ، به ما بیشتر کمک می کنند تا اطّلاعات مربوط به پایه و اساس سلامتی ( یعنی شادی ) را جمع آوری و اولویت بندی و پردازش کنیم تا به بهترین شکل از آنها استفاده گردد . کسانی که هوش هیجانی بالاتری دارند ، با توسّل به مهارت خودشناسی ، بیشتر می توانند به ریشه های پنهان شادی یا غم خود ، آگاه شوند و آن را مدیریت کنند و طبعاً چنین کسانی به موفّقیت ، نزدیک ترند.

شادکامی ، تأثیر مهمّی در موفّقیت افراد دارد . افراد شادکام ، نگرش خوشبینانه ای نسبت به وقایع و رویدادهای اطراف خود دارند و به جای جبهه گیری منفی نسبت به اتّفاقات پیرامون خود ، سعی در استفاده بهینه از این رویدادها دارند.

تهیه و تنظیم : ریحانه نظیری راد 

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه ) 

۰ پاسخ به "شادکامی"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد