امروز ۰۲ / بهمن / ۱۳۹۷
MENUMENU

طرحواره های ناسازگار اولیه

«  یانگ : نیز فرض کرد برخی از طرحواره ها به ویژه طرحواره هایی که در طی دوران اولیه زندگی در نتیجه تجربه های ناخوشایند و نامطلوب کودکی شکل می گیرند ممکن است هسته مرکزی اختلالات شخصیت ، مشکلات خصیصه ای خفیف تر و بسیاری از اختلالات دیرپای محور یک را تشکیل دهند. وی این مجموعه از طرحواره ها را طرحواره های ناسازگار اولیه نامگذاری کرد . »

« بطور خلاصه طرحواره های ناسازگار اولیه ، الگوهای شناختی ، هیجانی و واکنش های جسمی خود ویرانگری هستند که در دوره های اولیه کودکی شکل می گیرند و در طول زندگی وی تکرار می شوند . »

نیازهای بنیادین ( منشاء طرحواره های ناسازگار اولیه ) :

پنج نیاز هیجانی بنیادین در انسان وجود دارد که باید برآورده شوند و ناکامی در برآورده شدن این نیازها در فرد ، موجب شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه می شوند . این پنج نیاز اولیه عبارتند از :

۱٫ دلبستگی های ایمن به دیگران ( شامل امنیت ، ثبات ، پرورش و پذیرش )

۲٫ استقلال ، کارآمدی و حس هویت

۳٫ بیان آزادانه نیازها و هیجان های پذیرفتنی

۴٫ خودانگیختگی

۵٫ محدودیت های واقع گرایانه و خود – بازداری (خود – کنترلی )

در طرحواره درمانی هدف این است که به بیمار کمک کنیم تا با روشهای سازگارانه تری برای ارضای این نیازهای بنیادین خود بکوشد .

حیطه های طرحواره های ناسازگار اولیه :

یانگ مبتنی بر این ۵ نیاز بنیادین ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را در قالب ۵ حیطه اصلی طبقه بندی کرده است :

۱٫ حیطه جدایی و طرد : این افراد به این دلیل که نیاز به دلبستگی ایمن در آنها ناکام شده است قادر به برقراری دلبستگی های ایمن و ارضا کننده با دیگران نیستند چرا که خانواده های این افراد معمولا ناپایدار ، آزار دهنده ، طرد کننده و منزوی از دنیای اطراف خود هستند . طرحواره هایی که در این حیطه قرار می گیرند عبارتند از :

 طرد شدن – بی ثباتی

 محرومیت هیجانی

 بی اعتمادی – آزار دیدن

 نقص داشتن – شرم

 انزوای اجتماعی – بیگانگی

۲٫ حیطه خودگردانی و عملکرد مختل : افراد دارای طرحواره های این حیطه در فاصله گرفتن از خانواده و نمادهای پدری یا مادری و عملکرد مستقل مشکل دارند چرا که در کودکی اعضای خانواده آنقدر در کارهای وی دخالت کرده اند و به گونه ای افراطی حمایتگر بوده اند که این افراد نتوانسته اند هویتی مستقل را در خود شکل دهند  . طرحواره های این حیطه عبارتند از :

 آسیب پذیری در برابر صدمه یا بیماری

 بهم ریختگی – خود رشد نایافته

 شکست

۳٫ حیطه مرزهای مختل : نقص در حد و مرزهای درونی ، بی مسئولیتی در قبال دیگران و بی هدفی دراز مدت از ویژگی های این حیطه است . این مشکلات منجر به عدم رعایت حقوق دیگران ، عدم همکاری با آنان ، اقدام به رفتارهای مغایر با قانون و عدم برنامه ریزی شخصی واقع گرایانه می شود . خانواده های این افراد غالبا بسیار دخالت کننده ، سهل گیر و القا کننده حس برتری در کودک هستند در برخی موارد ممکن است کودک به دلیل عدم رعایت قانون مورد تنبیه قرار نگیرد  و  راهنمایی  و هدایت مناسب و کافی دریافت نکند . طرحواره های این حیطه عبارتند از :

 استحقاق داشتن – بزرگ منشی

 خود انضباطی ناکافی

۴٫ حیطه هدایت شدن توسط دیگران : افراد این حیطه تاکید ویژه ای بر ارضای نیازهای دیگران دارند نه خودشان و این کار برای کسب تایید ، حفظ ارتباط عاطفی و اجتناب از تنبیه است . خانواده این افراد همیشه این فرد را بصورت مشروط پذیرفته اند و محیط پذیرش بدون قید و شرط در خانواده وجود نداشته است بنابراین این کودکان یاد گرفته اند نیازهای خود را سرکوب نمایند . طرحواره های این حیطه عبارتند از :

 فدا کردن

 قربانی کردن خویشتن

 تایید جویی – پذیرش جویی

۵٫ حیطه هوشیاری افراطی و بازداری : در این حیطه بر سرکوبی احساس های خود انگیخته ، تکانه ها ، اولویت ها و پیروی از قوانین انعطاف ناپذیر و تدوین شده تاکید افراطی می شود تا حدی که ممکن است به از دست دادن شادی ، لذت ، خود ابرازی ، آرامش و رابطه های بین فردی نزدیک و سلامتی منجر شود . خانواده این افراد معمولا تنبیه گر ، پر توقع  ، کمال گرا ، پیرو قانون ، سرکوب کننده هیجان و اجتناب کننده از هر گونه خطا ، شادی و آرامش بوده است . طرحواره های این حیطه عبارتند از :

 منفی گرایی – بدبینی

 بازداری هیجانی

 استانداردهای ناعادلانه – عیب جویی افراطی

 تنبیه

راهبردهای مقابله ای ناسازگار :

همانطور که گفته شد رفتار فرد قسمتی از طرحواره او نیست بلکه رفتارهای ناسازگار به عنوان پاسخی در برابر طرحواره های ناسازگار اولیه شکل می گیرند به این رفتارها که توسط طرحواره ها بر انگیخته می شوند ولی جزیی از طرحواره ها نیستند اصطلاحا ” راهبردهای مقابله ای ” می گویند . اگر چه بخش عمده ای از راهبردهای مقابله ای رفتاری هستند اما بیمار از راهبردهای شناختی و هیجانی نیز برای مقابله با طرحواره ها استفاده می کند . سه راهبرد  مقابله ای طرحواره عبارتند از :

۱٫ جبران افراطی طرحواره

۲٫ اجتناب از طرحواره

۳٫ تسلیم طرحواره شدن

دو عامل تعیین کننده در این باره که هر فرد چه نوع شیوه مقابله ای را بر می گزیند عبارتند از :

 ۱) سرشت فرد

 ۲) درونی سازی و سرمشق گیری

سبک های طرحواره:

باید توجه داشت که غالب بیماران  ترکیبی از  طرحواره های  مختلف  و  پاسخ های مقابله ای دارند  یعنی  گاه  اجتناب ، گاه تسلیم و برخی اوقات نیز جبران افراطی را بکار می گیرند . 

بنابراین می توان گفت سبک طرحواره شبکه ای منسجم  و یکپارچه از مولفه های شناختی ، هیجانی ، انگیزشی و رفتاری یک یا چند طرحواره ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای مختلفی است که فرد در پاسخ به این طرحواره ها برمی گزیند .

آنچه مهم است آنست که درمانگر درصدد چرخش بر می آید یعنی حرکت بین سبک ها و خروج از یک سبک ناکارآمد به سمت یک سبک طرحواره ای کارآمدتر و سالم تر تا بدین وسیله در مسیر فرآیند ترمیم طرحواره گام بر دارد.

انواع سبکهای طرحواره ای :

یانگ و همکاران سبک های طرحواره ای را در قالب ۴ طبقه عمده مطرح کرده اند :

۱٫ سبک های کودک که عبارتند از : کودک آسیب پذیر ، کودک عصبانی ، کودک تکانشی – بی انضباط و کودک خوشحال

۲٫ سبک های مقابله ای ناسازگار : تسلیم شونده فروتن ، محافظ جدا افتاده ، و جبران کننده افراطی

۳٫ سبک های پدر و مادری ناسازگار : پدر و مادر تنبیه گر ، و پدر و مادر متوقع

۴٫ سبک بزرگسال سالم

کنش های طرحواره :

طرحواره ها دو کنش متفاوت دارند که عبارتند از : تداوم طرحواره و ترمیم آن

۱٫ تداوم طرحواره : هر فکر ، احساس ، رفتار و خاطره ای می تواند منجر به تداوم و تقویت طرحواره شود . طرحواره ها توسط سه مکانیزم اولیه تداوم می یابند :

الف ) تحریف های شناختی : فرد از طریق تحریف های شناختی محیط را بگونه ای سوء تعبیر می کند که بتواند طرحواره را تقویت کند یعنی اطلاعاتی را از محیط می گیرد که با طرحواره وی هماهنگ باشد و از نظر هیجانی هم فرد هیجان های مرتبط با طرحواره دردناک  را بازداری کرده و از حیطه خودآگاه می راند . 

ب) الگوهای خود آسیب رسان زندگی : از نظر رفتاری فرد خود را در الگو های آسیب رسان  درگیر می سازد و موقعیت ها و رابطه هایی را بر می گزیند و حفظ می کند که تداوم طرحواره مورد نظر را در پی داشته باشد .

ج ) سبک مقابله ای طرحواره : فرد همچنین با سبک مقابله ای ناسازگاری که در برابر طرحواره می گزیند موجبات تداوم طرحواره را فراهم می آورد.

۲٫ ترمیم طرحواره : هر خاطره ، فکر یا احساسی می تواند طرحواره را ترمیم کند اما از آنجا که طرحواره ها نسبت به تغییر مقاومند ترمیم طرحواره نیاز به انگیزه و تمایل برای رو به روشدن و مبارزه با طرحواره و قانونمندی ها و تمرین های مستمر دارد .

ترمیم طرحواره هدف اصلی طرحواره درمانی است و چون یک طرحواره در برگیرنده مجموعه ای از خاطرات ، هیجان ها ، حس های بدنی و شناخت هاست  بنابراین در ترمیم طرحواره باید تمامی این عناصر را تعدیل نمود . تغییر طرحواره شامل تغییر رفتار هم می شود و به بیمار می آموزد الگوهای رفتاری سالم تر و سازگارتری را جایگزین سبک های مقابله ای ناسازگار کند .

تهیه و تنظیم : ریحانه نظیری راد 

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه )

۰ پاسخ به "طرحواره های ناسازگار اولیه"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد
X