امروز ۰۵ / فروردین / ۱۳۹۸
MENUMENU

عادات مخرب و سازنده در روابط زوجین ( تئوری انتخاب )

بنابراین برای این که فاصله ایجاد نشود و هیچ چیزی بین زوجین قرار نگیرد باید تلاش نمود. گاهی زوجین ابراز می کنند نمی دانیم چرا اوایل ازدواج با هم خوب بودیم و با هم بیشتر صحبت می کردیم ولی حالا اصلا” نمی توانیم با هم حرف بزنیم یا بحثمان می شود و یا اصلا” حرفی برای گفتن نداریم.

این زوج ها از این روند ناراضی هستند . فقط کافی است کمی به رفتارهای خودشان دقت کنند . متوجه می شوند به مرور و کم کم این فاصله ایجاد شده است. و مسبب این فاصله ها رفتارهای_مخرب می باشد.

در خودتان یک بازنگری کنید همه رفتار و گفتارتان را مرور کنید.

وقتی می گوییم بازنگری کنید یعنی تمام رفتار و گفتار خود را مانند دوربین ثبت کنید و دوباره مشاهده کنید. این امر در تمام مراحل زندگی می تواند مفید و کاربردی باشد. در بسیاری از شرایط به ما کمک می کند. ما در بسیاری از تکنیک های درمانی خود از آن استفاده می کنیم. 

می توانیم تعداد و مدت و شدت و نوع خیلی از رفتارها را از این طریق به دست بیاوریم و این در بسیاری از موارد کمک کننده می باشد.

بنابراین ثبت روز نگار رفتار و گفتارتان یک امر ضروری و مفید می تواند باشد. شاید در ابتدا برایتان کمی دشوار به نظر بیاید ولی کمی صبوری نمایید متوجه می شوید هم راحت خواهد بود و هم مفید می باشد. چون نتایج عینی را وقتی با چشم تان می بینید در تصمیم گیری هایتان موثرتر خواهد بود.

بعد از بازنگری خودتان، وقتی رفتارتان و گفتارتان را ثبت کردید، بشمارید که در هر روز از چند رفتار مخرب و به چه تعداد استفاده نموده اید، به ازای استفاده از هر رفتار مخرب یک فاصله بین خودتان تصور نمایید.

اگر در یک روز، سه مرتبه از رفتار مخرب استفاده کرده اید پس سه فاصله بین خودتان متصور شوید. مثلا” دو بار سرزنش یک بار تهدید، هر کدام یک فاصله.

و حالا هر روز و هر هفته و هر سال، محاسبه کنید چند فاصله ایجاد خواهد شد؟

گاهی بدون این که متوجه شده باشیم می بینیم بین مان آنقدر فاصله ایجاد شده که همدیگر را هم نمی شناسیم.

برای جلوگیری از این امر بیایید رفتارهای مخرب را شناسایی کنید و در خودتان کنکاش کنید ببینید تا چه اندازه شما از این رفتارها استفاده می کنید. بعد تصمیم بگیرید میزان استفاده از آنها را کمتر کنید و این مستلزم تلاش و تمرین است.

گاهی افراد آن چه بر زبان می آورند را نمی دانند چه نامیده می شود و چه عنوانی می تواند داشته باشد.

انتقاد کردن

نخستین ومخرب ترین، عادت ها انتقاد است . بحث و مشاجره های همسران پر از انتقاد است.

قضاوت منفی کردن درباره کسی و نشان دادن یا به زبان آوردن آن با کلام و یا با زبان بدن. 

در انتقاد شخصیت را هدف قرار داده و معمولا“ تعمیم می دهیم و قصد اصلاح وجود ندارد بلکه هدف تخریب می باشد.

نقد با انتقاد فرق دارد.

در نقد که در آثار هنری ما آن را می بینیم. هدف تخریب نیست. ابتدا با زبان محترمانه و دوستانه جنبه های مثبت کار بیان می شود بعد در مورد جنبه منفی از دیدگاه خودمان با زبان محترمانه صحبت می کنیم و اگر فرد مقابل دوست داشت توجه می کند و یا نمی کند، در این حالت هیچ اجباری نیست و موضع دفاعی و خصمانه گرفته نمی شود و نمی گویند حتما باید نظر من را بپذیری.

ولی در انتقاد هدف تخریب است و تاکید و اصراربر نظر شخصی می باشد و موضع کاملا دفاعی وجود دارد. و فقط هم جنبه های منفی بیان می شود. 

و اصولا افراد عنوان می کنند که من منفی ها را می گویم تا طرف مقابلم را آگاه کنم و هدفم اصلاح رفتار او هست و نیت خود را خیر جلوه می دهند.

در حالی که این روش به هیچ عنوان نتیجه مثبتی را دربرنخواهد داشت. اگر هدفتان اصلاح رفتار دیگران هست به جای انتقاد روش دیگری را انتخاب نمایید.

وقتی شروع به انتقاد می کنید مثل این است که دو تا پنبه به فرد مقابل هدیه می دهید و می گویید آن را در دو گوش خودت فرو کن . زیرا با این کارتان بعد از کلمات و جملات انتقادی خودتان، اگرساعت ها کلمات ناب و سخنان گوهربار ارائه دهید مطمئن باشید هیچ کدامشان شنیده نخواهند شد و هیچ تاثیری نخواهند داشت . زیرا انتقاد حکم آن پنبه را دارد که ورودی گوش را می بندد و دیگر بعد از آن چیزی شنیده نخواهد شد . بنابراین خودتان را خسته نکنید و انرژی خودتان را هدر ندهید چون شنیده نمی شوید و قاعدتا” تاثیری را هم دریافت نخواهید نمود.

اگر هدفتان این است که به چیزی برسید باید روش دیگری را اتخاذ کنید تا طرف مقابلتان شما را ببیند و بشنود و بعد از این مرحله تصمیم بگیرد که به شما توجه کند یا نکند؟

پس به تعداد هر انتقادی که استفاده کردید یک فاصله بین خودتان و فرد مقابل تصور نمایید. اگر سه انتقاد کرده اید سه فاصله و اگر پنج انتقاد داشته اید پنج فاصله را متصور شوید.

یکی از نشانه های انتقاد استفاده از ضمیر دوم شخص است. وقتی از (تو) استفاده می کنید و اشاره به سمت طرف مقابل می کنید انتقاد محسوب می شود.

برای مثال: تو آدم بی فکری هستی .

تو خودخواهی .

عصبی هستی .

گاهی اوقات پا را فراتر نهاده این تو را با دیگران نیز جمع می بندیم .

برای مثال:

خانواده تو همه خود خواهند

یا کل فامیلتون خسیس هستند.

گاهی فراتر رفته کل مجموعه یک شهر را به انتقاد می گیریم.

برای مثال:

همه جنوبی ها یا شمالی ها یا اهالی فلان شهر فلان خصلت را دارند. و یک برچسب منفی به آنها می زنیم. و همه اینها نشانه های انتقاد است.

گاهی افراد نمی دانند آن چه بر زبان می آورند چه نامیده می شود. اگر می خواهید بدانید کدام کلمه یا جمله تان انتقاد محسوب می شود ، در خودتان بازنگری کنید و رفتار وکلام خودتان را زیر نظر بگیرید و ثبت کنید و بنویسید و بعد مرور نمایید و ببینید چند مرتبه از این نشانه ها در رفتار و گفتارتان بوده است. بعد سعی کنید با دقت بیشتری رفتار نموده و تعداد این رفتار مخرب را کم نمایید.

هر صبح که بیدار می شوید با خود عهد کنید امروز می خواهم رفتار مخرب و انتقادی نداشته باشم یا تعدادش را کم کنم و تا پایان روز ببینید آیا موفق بوده اید یا خیر؟

اگر موفق بودید برای خودتان تشویق قائل شوید و اگر نبوده اید یک تنبیه یا بازنگری در خود داشته باشید.

قدم اول این است که من با خودم روراست باشم و به خودم اعتراف کنم که چه مقدار از این رفتار مخرب استفاده می کنم. و در اصل سهم خودم را در بروز مشکلات ارتباطی با همسرم درآورم.

قدم بعدی، تفکر است که ببینید آیا این رفتار به سود شما بوده یا به ضرر شما بوده؟

و قدم بعدی خود به خود اقدام شما خواهد بود.

سرزنش

گاهی افراد، در ارتباطات خود نمی دانند چه رفتاری درست هست که بخواهند انجام دهند. مثلا” نمی دانند چگونه همدلی کنند! یا چه چیزی بگویند که مناسب آن شرایط باشد! و فقط برای این که حرفی زده باشند، لب به سخن می گشایند، که در این شرایط در بسیاری اوقات، از ابزار نامناسب استفاده می شود. بنابراین اگر در مقابل کسی قرار گرفتید که نمی دانستید چه باید بگویید، سکوت بهترین گزینه می باشد. لااقل شاید زخمی برجای نگذارد.

به زبان ساده اگر بخواهم مفهوم سرزنش را توضیح دهم، می توانم بگویم:

یک عملی انجام شده، یک اشتباهی رخ داده، و ما می خواهیم علت را بیابیم و اصولا” علت در طرف مقابل نهفته است و او مقصر می باشد و سرزنشگر هم هیچ گاه مقصر نیست. و قصد دارد به فرد مقابل تفهیم کند که علت این کار در تو می باشد.

اصولا” در زوجین یکی انتقاد می کند و دیگری سرزنش می کند و این چرخه معیوب مدام تکرار شده و باعث ایجاد فاصله می شود.

با دو مثال ساده، قصد دارم این مفهوم را بیشتر توضیح دهم.

خانمی به همسرش می گوید، امروز توی اداره مچ پام پیچ خورد. 

این جمله یک جمله معمولی هست و یک گزارش ساده روزانه می تواند تلقی شود.

ولی پاسخ به این جمله می تواند دو حس متفاوت خوب یا بد را به وجود بیاورد.

همسر در پاسخ به خانم فوری می تواند همدلی و مهربانی خود را نشان دهد و بگوید: وای، پات که چیزی نشد؟ خیلی اذیت شدی؟ 

و از این قبیل جملات حاکی از نگرانی و مهربانی بیان کند.

یا می تواند، بگوید: من اونروز به تو گفتم این کفش را نخر! پاشنه اش مناسب نیست!

محتوای این جمله حاکی از سرزنش هست، یعنی خودت مقصر هستی، و می تواند برای طرف مقابل معناهای بیشتری را نیز تداعی کند.

حالا قضاوت کنید کدامین جمله حس بهتری القا می کند و کدام جمله حس منفی را ایجاد می کند؟ و در کدام حالت طرف مقابل رغبت می کند بیشتر ارتباط برقرار کند؟

مثال دوم:

آقایی وارد خانه می شود. به همسرش می گوید: وسط جاده بنزین تمام کردم و کلی علاف شدم.

دو حالت را تصور کنید.

خانم بلافاصله با مهربانی می گوید: وای توی این هوای مثلا” گرم یا سرد، فرقی نمی کند، مهم همدلی است. خیلی اذیت شدی؟ در ادامه هم می تواند، رفتار مناسب بیشتری حاکی از همدلی بروز دهد مثلا” شربت یا چای بیاورد.

حالت دوم، تصور کنید، خانم بلافاصله می گوید: تو بعد از این همه سال رانندگی، هنوز تشخیص نمی دهی که قبل از حرکت، باید آمپر بنزین را نگاه کنی؟

در این جمله، محتوای کلام این است که تو قدرت تشخیص نداری و عقلت نمی رسد و حقت هست که علاف شوی! و خودت مقصری!

حالا خودتان قضاوت کنید اگر فردی چندین مرتبه وارد خانه شود و با بیان هر گزارش معمولی و ساده ای قرار باشد سرزنش بشنود و مقصر قلمداد شود و حس بد و منفی را تجربه کند، آیا باز هم رغبتی به حرف زدن خواهد داشت یا خیر؟

در مباحث ابتدای کانال در بحث ارتباط موثر، کاملا توضیح داده ام که گاهی افراد هدفشان از ارتباط بیان احساس هست و فقط کافیست شنیده شوند. به دنبال علت و یا توضیح نیستند. اگر می توانید همدلی کنید که بسیار پسندیده می باشد ولی اگر همدلی بلد نیستید لااقل سکوت کنید و فقط خوب گوش دهید. هر سخنی را الزاما” نمی بایست جواب دهیم. 

متاسفانه بعضی افراد فکر می کنند حتما” باید برای همه چیز پاسخگو باشند! 

اگر پاسخ مناسب را نمی دانیم، بهترین گزینه سکوت است. این را فرموش نکنیم.

اگر می خواهید ارتباط خوبی با دیگران داشته باشید باید بتوانید حس خوبی را نیز منتقل کنید که بی شک این حس خوب در هر دو نفر تاثیرگذار خواهد بود.

بنابراین خودتان را خوب بازنگری کنید ببینید تا چه اندازه در این امر موفق بوده اید؟

شکایت

در توضیح مفهوم شکایت

من به چیزهایی که می خواسته ام نرسیده ام، و با سطح خشونت کمتری، طوری این مطلب را بیان می کنم که، دیگری مانع رسیدن من به خواسته ام بوده است.

در چنین شرایطی، دو نفر برای مقصر جلوه دادن یکدیگر، شروع می کنند به نغمه سرایی و هر کدام انگشت اتهام را به سمت دیگری نشانه می رود.

برای مثال:

اگر ازدواج نکرده بودم، الان تحصیلات عالیه داشتم. یا در فلان شغل موفق بودم. یا تو نذاشتی فلان کار را انجام بدم یا فلان مطلب را بگم. بخاطر تو پیشرفت نکردم. و …

غرغر

وقتی مشاجره بالا می گیرد، عادت چهارم یعنی غرغر کردن نمایان می شود.

غرغر، همان شکایت هست فقط در مدت و شدت با شکایت تفاوت دارد. یعنی به مدت طولانی تر و پشت سر هم و به صورت مکرر، طوری که طرف مقابل را کلافه می کند. یک مطلبی را با فرم های مختلف بیان می کنند. گاهی حتی فرد غرغر کننده زیر لب و با خود و یا در تنهایی هم به کار خود ادامه می دهد و بدون وقفه ، دیگری را متهم به امری می کند.

افراد غرغرو مانند درلهایی که در حال کندن زمین هستند عمل می کنند، پی در پی و با سروصدا و لرزش زیاد، بی وقفه غر می زنند.

برای مثال:

خانمی را تصور کنید، در خانه راه می رود و زیر لب غر می زند که اگر زن فرضا” لوله کش شده بودم الان وضعم بهتر بود. فقط شدم کلفت خونه و باید بشورم و بپزم . دیگه خسته شدم . این چه زندگیه که دارم و الی آخر را تصور کنید. ممکن است ساعت ها یک نفر با چنین کلماتی خود و دیگران را آزار دهد.

یا مردی را تصور کنید که می گوید:

من شدم عابر بانک شماها، اصلا” درکم نمی کنید. یه ذره انصاف ندارید. کسی که ازدواج می کند دیوانه هست. اگر مجرد بودم می دونستم چه کار کنم. احتمالا” ادامه مطلب را هم می توانید تصویر سازی کنید. 

هدف از غرغر کردن این است که نشان دهیم، شخص مقابل مانع رسیدن ما به خواسته هایمان بوده است. و متهم می باشد.

و نتیجه همه اینها می شود فاصله هایی که بین زوجین ایجاد می گردد و همین فاصله هاست که مسبب بسیاری از مشکلات زناشویی می باشد.

با خود صادق باشید. شما چقدر از این عادات مخرب استفاده می کنید؟

اولین گام برای تغییر، این است که با خود بیندیشید و چیزی را در درون خود کشف کنید. بعد از کشف آن، می توانید آن را تقویت کنید یا تصمیم به حذف آن بگیرید. اولین گام بسیار مهم است.

مرحله بعدی این که انتخاب کنید ادامه دهید یا عادت بهتری را جایگزین نمایید.

در ادامه بحث عادات مخرب ، پنجمین عادت مخربی که افراد زیاد استفاده می کنند و تاثیر منفی بر روابطشان دارد، تهدید و ششمین عادت مخرب تنبیه است. 

این دو عادت به خصوص در تربیت فرزندان بسیار حائز اهمیت می باشد و باعث می شود که بین والدین و فرزندان فاصله ایجاد شود.

در تهدید، ما یک سری اطلاعات کلی و مبهم به فرد مقابل می دهیم که در اکثر مواقع نشدنی است . 

و وقتی رفتاری صادر شد هیچ پیامدی هم وجود نخواهد داشت. 

در تنبیه، ما اطلاعات دقیق نمی دهیم و وقتی رفتار صادر شد یک پیامد منفی یا آزارنده را بروز می دهیم. 

که در هر دو مورد، آثار منفی به جا می ماند و باعث ایجاد کدورت و ناراحتی می گردد.

برای مثال، در مورد تهدید، می توان گفت:

اگر فلان کار را بکنی، من برای همیشه می رم. یا فلان عمل را انجام می دهم.

در صورتی که این کار را انجام نخواهم داد. و فقط به زبان می آورم.

یا در مورد تربیت بچه ها، مثلا” می گوییم اگر مشق هایت را ننویسی، هیچ وقت پارک نمی برمت.

باید در این موارد بگوییم، اگر مشقت را ننویسی این هفته پارک نمی برمت. و یک امر کلی و همیشگی را عنوان نکنیم. چون شما حتما” او را در آینده پارک خواهید برد و این که کلمه هیچ وقت را ذکر می کنید یک امر محال است.

در تهدید اصولا” یک پیامد منفی و نشدنی و کلی را عنوان می کنند و نتیجه هم نمی گیرند.

مثال برای درک مفهوم تنبیه:

فرض کنید همسری بدقولی کرده است و یا در مهمانی، به همسرش توجه نکرده است و در کل رفتاری انجام داده که برای طرف مقابل ناخوشایند بوده، حالا همسر بدون این که از قبل چیزی بگوید، قصد دارد تلافی کند و برای مثال غذا آماده نمی کند یا خرجی خانه را کم می کند. 

مراجعی داشتم که ، خانم بدون اطلاع همسرش مهمان دعوت کرده بود و مرد ناراحت شده بود و به همین دلیل برنامه سفری که از قبل برنامه ریزی شده بود را بدون این که به خانم بگوید کنسل کرده بود. یعنی او را تنبیه کرده بود.

یا در مورد تربیت کودکان، می توان این چنین مثال زد:

فرزندی کارنامه اش را می آورد، پدر می گوید چرا نمره ات کم شده، اگر معدلت بالا شده بود من قصد داشتم برایت دوچرخه بخرم و حالا این کار را نمی کنم. بچه ناراحت می شود و می گوید خب لااقل از اول سال می گفتید و اعتراض می کند.

در تنبیه ما بدون آن که اطلاعات دقیقی بدهیم یک پیامد آزار دهنده را اعمال می کنیم.

شاید بپرسید، روش درست چگونه است؟

در پاسخ می توان گفت، روش درست این است که در خانواده و یا در هر رابطه ای که قرار دارید، باید یک سری اصول و قواعد و حد و مرزها را با یکدیگر مشخص کنید و بعد با یکدیگر تصمیم بگیرید که اگر کسی از این اصول تخطی کرد چه پیامد رفتاری را خواهد دید. و در اصل هر کسی کاملا” از پیامد رفتاری خود مطلع خواهد بود. 

دقیقا” مانند اداره راهنمایی و رانندگی، که از قبل به افراد گفته شده که اگر از چراغ قرمز رد شوید یا سرعتتان از حد مجاز بیشتر شود چه مقدار جریمه باید بپردازید. یعنی حد و مرز مشخص است و پیامد نیز معین شده و همه از آن مطلع هستند.

در روابط خود نیز باید این گونه رفتار کنید. تا نتیجه بگیرید.

آقایی می گفت همسرم بعد از هر مهمانی مدت زیادی را صرف خداحافظی می کرد و من در ماشین منتظر می ماندم و او همین طور در راه پله یا مسیر کوتاه دم در تا ماشین مشغول حرف زدن و خداحافظی بود و کلی من و صاحب خانه را علاف می کرد. بارها به او گفته بودم این کار درست نیست، سعی کن آداب خداحافظی را زودتر انجام دهی و من و دیگران را سرپا نگه نداری و حرف هایت را قبل از خداحافظی بزن. و سر این موضوع چندین مرتبه با هم بحث کرده بودیم. 

تا این که به او گفتم از این به بعد در مهمانی ها، وقتی خداحافظی کردیم من نهایتا” ۵ دقیقه منتظر می مانم و اگر نیامدی من می روم و تو خودت با آژانس برگرد. می گفت این را از قبل با او در میان گذاشتم و دقیقا” عملی هم کردم و بارها اتفاق افتاد که من رفتم و او با آژانس بعد من آمد و حالا دیگر خودش می داند باید سریع تر عمل کند. 

و وقتی این کار را انجام دادم هیچ عکس العمل منفی دیگری از خودم بروز ندادم و فقط کاری را که تعیین کرده بودم انجام دادم.

نکته قابل توجه همین هست. تاکید می کنم، هیچ عکس العمل منفی دیگری را نشان ندهید. آن چه را مشخص کردید که پیامد رفتاری محسوب می شود را حتما” انجام دهید. 

این گونه رفتار کردن تاثیر بسزایی در روابط تان خواهد داشت. 

آن را امتحان کنید. از این پس این تمرین را انجام دهید. ببینید چقدر از رفتار مخرب استفاده می کنید و به جای آن رفتار بهتری را جایگزین کنید. قاعدتا” باید اصولی که در ابتدای کانال آموزش داده شده را بدانید و با آرامش و مدیریت خود، حل مسئله کنید و راه حل ها را بررسی نمایید و بعد حد و مرزها را مشخص کرده و تعیین کنید اگر کسی وظیفه اش را درست انجام نداد چه پیامدی را خواهد دید.

همان طور که قبلا” گفتم، امیدوارم در قدم اول یعنی شناسایی عادات خودمان، موفق باشیم، و بتوانیم صادقانه خودمان را قضاوت کنیم و برای رفتارمان توجیه و دلیل نیاوریم. 

رفتار نادرست، نادرست است به هر دلیلی که باشد فرقی نمی کند. گاهی اوقات افراد می گویند می دانم کارم غلط بوده ولی من به خاطر فلان قضیه مجبور شدم این کار را انجام دهم. و این یعنی توجیه کردن.

رفتار نادرست در هر شرایطی نادرست و اشتباه هست. باید از آن اجتناب کرد و رفتار بهتری را جایگزینش نمود. اگر به این درک برسیم بسیاری از مشکلات به خودی خود حل می شوند.

هفتمین عادت مخرب، باج دادن است.

یعنی آن کاری که تو می خواهی انجام می دهم ولی توقع دارم تو هم برای من کاری انجام دهی. محبتی می کنم ولی توقع دارم تو هم به جای آن برای من کاری کنی.

یا برای سر پوش نهادن بر خطاهای خودمان محبتی کنیم. برای مثال: فردی چند روز با دوستان خود به تفریح رفته و بعد با یک هدیه گرانقیمت به خانه بر می گردد و هدف این است که این غیبت چند روزه را طرف مقابل در برابر این هدیه نادیده بگیرد.

در یک  رابطه سالم به خصوص رابطه زناشویی، باید این گونه بود. هر لطف و محبتی را بدون توقع عرضه نمود. و مطمئن باشید که اثرات آن به مراتب بیشتر وارد زندگی فردی و خانوادگی خواهد شد. و تأثیر بیشتری در ایجاد روابط محکم تر خواهد داشت.

در حالت باج دهی، فرد لطف و محبت ارائه می دهد و زحمت می کشد ولی اثری ندارد و در این حالت ،شخص خودش و دیگری  را سرزنش می کند که چرا دست من نمک ندارد و یا چرا دیگری بی معرفت است؟! احساس ناامیدی می کند و همین طور مسائل دیگری پیش می آید که اثرات منفی در رابطه خواهد داشت. 

نمونه هایی از باج دادن هایی را که می توانیم در اطراف مان مشاهده کنیم، مثال می زنم:

من برای مادر تو فلان کار را انجام دادم، تو برای مادر من چه کار کردی؟! من به خاطر تو آن روز کوتاه آمدم، تو هم باید این کار منو نادیده بگیری.

به خصوص در رسم و رسومات مراحل ازدواج این قضیه زیاد دیده می شود. برای مثال:

خانواده ما به عنوان عیدی برای عروس این مقدار هدیه برده است ولی آنها یک هدیه ارزان قیمت به پسر ما دادند.

یا ما وقتی خانواده داماد را دعوت کردیم فلان کارها را انجام داده ایم ولی آنها هنوز ما را دعوت نکرده اند.

و از این قبیل توقعات را به وفور می توان در مراوده های اطراف مان مشاهده کنیم که باعث می شوند، تمام لطف و محبتی را که بروز داده شده لوث نموده و ارزش آن از بین برود.

بعد از توضیح  هفت عادت مخرب در تئوری انتخاب، می خواهم هفت عادت سازنده یا پیوند دهنده را توضیح بدهم. که می توانند جایگزین عادات مخرب شده و باعث ایجاد روابط بهتر و محکمتری شوند.

اولین عادت سازنده، گوش دادن و دومین عادت سازنده، مذاکره و گفتگو می باشد که این دو عادت مهم به تفصیل در مباحث قبلی کانال توضیح داده شده است.

کسانی که خوب گوش می دهند و خوب ارتباط برقرار می کنند و مهارت مذاکره و حل مسئله را می دانند مطمئنا” در همه روابط شان موفق هستند.

بدون شک استفاده از این دو عادت به تنهایی باعث می شود بسیاری از سوء تفاهم ها و مشکلات به خودی خود محو شوند.

بنابراین خواهش می کنم مطالب قبلی را جهت تاکید و یادآوری دوباره مرور کنید. و امیدوارم این دو عادت جزء مهارت های عملی شما عزیزان شده باشد.

سومین عادت سازنده، احترام است. 

تا چه اندازه برای همسر خود احترام قائل هستید؟ چه خصوصیات و ارزش هایی را در او ستایش می کنید؟ آیا در خلوت و یا در جمع، همسر خود را می ستایید؟ آیا او را بزرگ و قابل ستایش می بینید؟ آیا این بزرگی و ستایش را بروز می دهید؟

اگر زیاد این کارها را انجام دهید و همسر خود را در خلوت و به خصوص در جمع، محترم بشمارید و برایش ارزش قائل شوید و آن چه در وجودش مثبت هست را تحسین کنید ، اثر معجزه آسای رفتارتان را خواهید دید.

آیا کسی را می شناسید که در برابر چنین رفتاری عکس العمل منفی نشان دهد؟

اگر می خواهید در روابط خود صمیمیت بیشتری را ایجاد کنید، طوری که این صمیمیت موجب نزدیکی و ارتباط بیشتر شما شود، کافیست احترام گذاشتن به دیگران را تمرین کنید و در همه موارد این احترام را حفظ کنید.

این عادت نقطه مقابل انتقاد و سرزنش است.

چهارمین عادت سازنده، اعتماد است.

اعتماد قلب و روح عشق محسوب می شود. و باعث اتحاد زوجین می شود. و تنها راه ایجاد اعتماد صداقت و روراستی می باشد. و باید این صداقت و روراستی در افکار و گفتار و اعمال افراد نمایان باشد.

وقتی می گوییم اعتماد ، بلافاصله در ذهن افراد تداعی می شود که من به همسرم اعتماد دارم که هرگز به من خیانت نمی کند.

این یکی از جنبه های اعتماد است که فرد با توجه به نوع روابطشان که اصولا” دو طرفه می باشد، مطمئن می شود که همسرش قابل اعتماد است.

ولی منظور ما از اعتماد یک اصل کلی می باشد. به این معنا که، من به همسرم در همه زمینه ها اعتماد دارم و مطمئن هستم که همیشه در کنار من و به عنوان یارو یاور من هست و از عهده همه کارها می تواند برآید. و به توانمندی های او اعتماد دارم.

برای مثال: خانمی که در شغل با همسرش شراکت داشت، و بسیار در کار همسر خود مداخله می کرد، ادعا می کرد که به همسرش اعتماد ندارد و فکر می کرد او از پس مسائل شغلی و مالی خود نمی تواند برآید و اگر خانم حضور نداشته باشد حتما” از نظر مالی متضرر خواهد شد.

یعنی از نظر مدیریت مالی به همسر خود اعتماد نداشت.

یا فرد دیگری ادعا می کرد که آن قدر به همسرش اعتماد ندارد که بچه ها و خانه را به تنهایی برای مدتی به او بسپارد.

یا فردی ادعا می کرد که همسرش نمی تواند به تنهایی به سفر برود و از عهده مشکلات سفر برآید و نمی توانست به او اعتماد کند.

این ها نمونه هایی است از عدم اعتماد. 

بنابراین وقتی می گوییم به همسر خود اعتماد داشته باشید، یعنی به توانمندی های او اعتماد کنید و باور داشته باشید که می تواند از عهده مسئولیت های خود و زندگی برآید. و نقش او را به عنوان یک همسر قبول داشته باشید. و این در همه موارد باید صدق کند.

اینگونه رفتار کردن، بدون شک باعث ایجاد اعتماد به نفس و دلگرمی در روابط خواهد شد.

فقط یک شب در تنهایی تان، تصور کنید که دیگران در موارد مختلف به شما اعتماد نداشته باشند!

چه احساسی به شما دست می دهد؟

دوست دارید چگونه با شما رفتار کنند؟

چه کسانی در زندگی بیشتر به شما اعتماد داشته اند؟ و چه کسانی برعکس، حس کرده اید شما را قبول نداشته اند؟

احساس شما نسبت به این دو گروه افراد چگونه بوده است؟ با کدام یک احساس نزدیکی بیشتری داشته اید؟

صادقانه به خودتان پاسخ دهید.

وقتی اعتماد وجود نداشته باشد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، در رفتار و گفتار فرد نمایان می شود و این شک و تردید و این گونه القائات منفی اثرات مخربی در روابط ما به جا می گذارد و طرف مقابل نیز عکس العمل نشان خواهد داد و بی تفاوت نخواهد ماند. و همین امر باعث ایجاد فاصله می شود.

بدترین بی اعتمادی نیز، شک و تردید در روابط عاطفی است. که متاسفانه زیاد دیده می شود. به صورت پنهان یا آشکار، در مورد فرد مقابل به کنکاش و جستجو می پردازند و کوچکترین موارد را واررسی می کنند. مثل: وارسی گوشی تلفن همراه، ایمیل، یا تعقیب و تفتیش های گوناگون.

که البته افراد به خیال جلوگیری از حادثه بد، این کارها را انجام می دهند!

در حالی که انجام این کارها، به طور مستقیم باعث ایجاد خیانت می شود! 

فردی که مدام مورد شک و تردید هست، احساس نزدیکی و صمیمیت نخواهد داشت و در نتیجه فاصله ایجاد می شود و طبیعی است که در این فاصله ایجاد شده، دیگران به راحتی می توانند قرار بگیرند. و آن حادثه ای را که انتظارش را ندارید اتفاق خواهد افتاد.

بنابراین سعی کنید اعتماد خود را با کلام و رفتارتان به همسرتان نشان دهید. و همیشه به او بگویید من در همه موارد به تو اعتماد دارم و خیالم راحت هست و تا تو را دارم آسوده خاطر هستم و از این گونه جملات را مدام تکرار کنید و در عمل نیز نشان دهید. 

این گونه، ارزش و احترام همسرتان را بالا برده و برای خودتان نیز احترام و محبت بیشتری را فراهم خواهید نمود.

پنجمین عادت سازنده حمایت است.

در یک رابطه خوب، دو نفر در همه حال، چه در لحظات خوش و به خصوص در لحظات سختی و دشواری در کنار هم هستند و می توانند به هم دیگر تکیه کنند و به قول معروف روی کمک همسر خود حساب باز کنند. و امید داشته باشند  کسی در کنارشان هست که مایه دلگرمی می باشد.

در یک رابطه خوب اگر فرد دچار مشکل یا اشتباهی شد، همسر حمایتگر برای مثال این چنین می تواند بگوید:

عزیزم نگران نباش تو اشتباه کوچکی کردی یا اگر مشکل خاصی پیش آمده، مهم نیست، ما می توانیم با کمک همدیگر مشکلات را بر طرف کنیم، من در همه حال در کنار تو هستم، روی کمک من حساب کن، اگر کمکی از دست من بر می آید، بگو، من با جان و دل می پذیرم. ما در کنار هم می توانیم راه حل مناسبی پیدا کنیم.

و از این قبیل جملات دلگرم کننده که نشان دهنده حمایت از همسر است.

حالا تصور کنید اگر این نوع برخورد همیشگی باشد و جزئی از مرام همسران باشد، آیا دیگر فضایی جز صمیمیت می توان انتظار داشت؟

با خود روراست باشید، کلام و رفتار خود را بازنگری کنید، تا به حال در روابط خود چندین مرتبه از این نوع رفتار استفاده کرده اید؟ بدون کوچکترین سرزنش و مقایسه ای، فقط به فقط حمایت خالصانه خود را بروز داده اید؟

آیا این رفتار یک رفتار همیشگی در زندگی شماست؟

زیرا گاهی افراد شل کن ، سفت کن دارند، بدین معنا که گاهی در نقش حمایت گر ظاهر می شوند و گاهی که حوصله ندارند نقش سرزنشگر را بازی می کنند، این روش چندان نتیجه بخش نیست، چون همسر شما در این حالت دچار دوگانگی می شود و نمی داند آیا شما قابل اعتماد هستید یا خیر.

ششمین عادت سازنده تشویق است.

زوج هایی که از این عادت سازنده استفاده می کنند از احساس اطمینان بیشتری در زندگی برخوردارند و در همه ابعاد زندگی موفقیت هایی کسب می کنند.

او را به خاطر هر کار کوچک یا بزرگی که انجام داده یا می دهد تشویق کنید و بگویید تو کار مهمی انجام داده ای. و کارهایش را بزرگ جلوه دهید و همین طور او را به خاطر نقاط مثبتی که دارد همیشه مورد ستایش قرار دهید و با توجه به آن نکات مثبت به او بگویید تو می توانی هر کاری را انجام دهی. تو اگر بخواهی می توانی فلان کار را انجام دهی و همین کلمات تشویق آمیز و انگیزه دهنده در کنار حمایت های شما می تواند نقش به سزایی در بهبود وضعیت زندگی تان داشته باشد.

در حالی که متاسفانه بعضی همسران مدام آیه یاس می خوانند و اگر همسرشان بخواهد کاری انجام دهد، به نوعی او را ناامید می کنند.

برای مثال: آقایی به خانمی که قصد ادامه تحصیل دارد می گوید:

حالا که چی؟ می خواهی درس بخونی که چی بشه؟ کار که گیر نمی آد! آخرش باید بچه داری کنی! حالا خودت و ما رو به زحمت ننداز!

در حالی که یک همسر مشوق می تواند بگوید: بسیار فکر خوبیست، تو با توجه به استعدادی که داری حتما” موفق خواهی شد. من هم اگر کمکی بتونم انجام می دهم و مطمئنم تو می تونی در تحصیلاتت موفق باشی. و از این قبیل کلمات و جملات انگیزه دهنده و حمایتگرانه.

یا به عنوان مثال: آقایی می خواهد شغل دومی را انتخاب کند یا کاری جدید را شروع کند. خانم می گوید:

من می دونم تو نمی تونی چک ها را پاس کنی! بدبخت می شیم! همین سرمایه ای را هم که داریم از دست می دیم! تو رو به خدا ولش کن. به همین کارت بچسب! خودت و ما رو تو دردسر ننداز! و آنقدر نق می زند که کوهی از ناامیدی در مرد ایجاد می شود.

حالا تصور کنید به جای این کلمات ناامید کننده، خانم بگوید:

با توجه به توانمندی هایی که تو داری بی شک از عهده هر کاری می تونی بر بیایی. من به تو اعتماد دارم و مطمئنم بهترین گزینه ها را انتخاب می کنی. حتما” تمام جوانب را هم بررسی کرده ای و با افراد اهل این فن هم مشورت کرده ای و بی گدار به آب نمی زنی. من می دونم همه تلاش تو برای این است که ما زندگی بهتری داشته باشیم، از بابت زحماتت ممنون هستم اگر من هم کمکی می تونم انجام بدم بهم بگو دوست دارم در کنار تو نقش داشته باشم هر چند تو خودت توانمندی …. و می توان کلمات زیبا و مؤثر بیشتری را نیز به کار برد و تأثیر جادویی اش را به وضوح درک کرد.

هفتمین عادت سازنده پذیرش است.

پذیرش یعنی فرد مقابل خود را همان طور که هست بپذیرید و قبول داشته باشید. 

هر فردی دارای جنبه های مثبت و منفی می باشد و کامل نیست و درک این مطلب باعث می شود هم خودمان را بپذیریم و قبول کنیم فرد بی نقصی نیستیم و کاستی هایی داریم و هم این که دیگران را بپذیریم و بدانیم آنها هم مثل ما کامل نیستند و ممکن است نقص هایی داشته باشند. 

متاسفانه بعضی افراد توقع دارند که دیگران تغییر کنند و به شکلی درآیند که آنها انتظار دارند.

در یکی از جلسات مشاوره، از خانمی خواسته میشود خصوصیات مثبت و منفی همسرش را در دو ستون بنویسد.

 دقیقا” سه نکته منفی نوشته بود و بیست نکته مثبت!

از او پرسیده میشود مشکل کجاست؟ گفت: همین سه جنبه منفی، آزارم می دهد!

به شوخی به اوگفته شد که این سه نکته منفی را زیر ستون مثبت ها می نویسم و می فرستم چین، یک شوهر ایده آل و کامل بسازند و ارسال کنند! چون خدا رو شکر چینی ها در ساخت همه چیز تبحر دارند!

خانم خنده ای از ته دل کرد و خودش اقرار کرد که به کار خودش خنده اش گرفته است.

و خوشبختانه در جلسات بعد زود هم به نتایج مثبتی رسید.

پذیرش یعنی همین، ما درک کنیم که انسان جنبه های خوب و بد را با هم دارد و کامل نیست. در چنین حالتی خودمان و دیگران را سرزنش نمی کنیم.

 وقتی مشکلی ایجاد می شود، فقط به نکات منفی توجه نکنیم بلکه نکات مثبت را هم ببینیم، که در آن صورت، بی شک نوع رفتار ما تغییر خواهد کرد.

کسی که فقط بر جنبه های منفی تاکید می کند مسلما” درگیر افکار و احساسات و رفتار منفی هم خواهد بود.

و کسی که بر جنبه های مثبت تاکید کند، نتایج مثبت را هم تجربه خواهد کرد.

این اصل می تواند در همه روابط ما، نه فقط روابط زناشویی، سبب تحکیم روابط شود.

تهیه و تنظیم : سعیده مصافی 

( گروه آموزشی – علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه ) 

۰ پاسخ به "عادات مخرب و سازنده در روابط زوجین ( تئوری انتخاب )"

ارسال یک پیغام

تمامی حقوق متعلق به خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه می باشد