پنجشنبه / ۳۰ فروردین / ۱۳۹۷

بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مطمئنم وقتی داشتم بزرگ می شدم پدرم چیزهای عادی زیادی به من می گفت ولی چیزی که بیشتر از بقیه در ذهنم مانده،چون دست کم ده هزار بار تکرارش کرد،این است،"تو به هر چی دست بزنی تبدیل می شه به گُه."تکیه کلام دیگرش این بود،"می دونی تو چی هستی؟یه صفر چاق گنده."

یادم می آید که با خودم می گفتم بهت نشون می دم. تنها دلیل بیرون آمدنم از رخت خواب این بود که بهش ثابت کنم اشتباه می کند و وقتی شکست می خوردم باز همین انگیزه باعث می شد بتوانم روی پا بایستم. یادم می آید تابستان 2008 بهش زنگ زدم تا بگویم کتابم در فهرست پرفروش های تایمز اول شده.

گفت"توی فهرست وال استریت ژورنال که اول نشده"

گفتم"کتاب خونا به فهرست وال استریت ژورنال کاری ندارن"

گفت"اصلا اینجوری نیست.من بهش کار دارم."

"تواهل کتاب خوندنی؟"

"پس چی؟"

یاد یک نسخه کتاب آموزش گلف افتادم که عمری روی صندلی عقب ماشینش خاک می خورد.گفتم "البته که کتاب می خونی."

شماره ی یک شدن در فهرست تایمز به این معنا نیست که کتابت خوب است،فقط یعنی آدم های زیادی آن را در این هفته خریده اند،آدم هایی که شاید گول خورده باشند و شاید هم اصلا آدم های باهوشی نباشند. به این معنا نیست که نوبل ادبیات گرفته ای، ولی آخر پدر آدم نباید یک کم پسرش را تشویق کند؟

نويسنده: ديويد سداريس

ترجمه: پيمان خاكسار

انتشارات : چشمه  

( گروه آموزشی - علمی خانه روانشناسان مشاوران و حرف یاورانه ) 


 © فروردین ۱۳۹۶ | کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به خانه روانشناسان، مشاوران و حرف یاورانه می باشد. هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است.